ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدًا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٍ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرًا
2
ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدًا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٍ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرًا
2
حكومت خداوند نسبت به همهى هستى یكسان است. «السموات والارض»
خداوند بىنیاز است. «له ملك السموات... لم یتخذ» (نیاز به فرزند براى جبران كمبودهاست و كسى كه حكومت هستى به دست اوست چه كمبودى دارد؟!)
همهى آفریدهها از سرچشمهى قدرت واحدى برخاستهاند. «خلق كل شیىء»
تدبیر هستى، به دست خالق هستى است. «له ملك السموات... خلق كلّ شىء»
آفرینش، حساب و كتاب دارد. «فقدره تقدیرا»
تدبیر هستى، بسیار دقیق است. «تقدیرا»