وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً لَّا يَخۡلُقُونَ شَيۡـًٔا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرًّا وَلَا نَفۡعًا وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتًا وَلَا حَيَوٰةً وَلَا نُشُورًا
3
وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً لَّا يَخۡلُقُونَ شَيۡـًٔا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرًّا وَلَا نَفۡعًا وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتًا وَلَا حَيَوٰةً وَلَا نُشُورًا
3
با مشركین نیز مستدل سخن بگویید. «لایخلقون ... لایملكون» حیوان، نفعى را به خود مىرساند و شرّى را از خود دور مىكند، امّا بتها بر هیچ یك از این دو قدرت ندارند و از حیوان هم كمترند.
دلیل بندگى انسان، قدرت خداوند بر حلّ مشكلات و بازشدن گرههاى اوست و بتها فاقد این آثارند. «لایملكون»
كسى كه از خود ضررى را دفع نكند و براى خود نفعى را جلب نكند، براى دیگران حتماً كارى نخواهد كرد. «لانفسهم»
دفع ضرر، بر جلب منفعت مقدّم است. («لایَملكون لانفسهم ضَرّاً» كه دفع ضرر است بر «و لا نَفعا» كه جلب منفعت است، مقدّم شده است.)
كار انسان، یا باید با هدف دنیوى همراه باشد، یا با هدف اُخروى و بتها در هیچ یك كارایى ندارند. «و لا حیاة و لا نشورا»