ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱلرَّحۡمَـٰنُ فَسۡـَٔلۡ بِهِۦ خَبِيرًا
59
ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱلرَّحۡمَـٰنُ فَسۡـَٔلۡ بِهِۦ خَبِيرًا
59
با تأنّى گشت از عالم جدا تا به شش روز این زمین و چرخها
ورنه قادر بود كز كن فیكون صد زمین و چرخ آوردى برون
این تأنّى از پى تعظیم توست صبر كن در كار دیر آى و درست
كلمهى «عَرش» در فرهنگ اسلام، مركز فرماندهى و تدبیر آفرینش است و مراد از «استوى على العرش» همان تسلّط و تدبیر الهى است، به دلیل آیهى 3 سوره یونس كه مىفرماید: «ثمّ استوى على العرش یُدبّر الاَمر»
رحمت الهى بر همه چیز گسترده است:
نظام تكوین وآفرینش جهان، بر اساس رحمت است. «خلق السموات والارض... الرحمن»
نظام آفرینش انسان، بر اساس رحمت است. «الاّ مَن رحم ربّى و لذلك خلقهم» 334
نظام تشریع و قانونگذارى، بر اساس رحمت است. «الرّحمن علّم القرآن» 335
نظام قیامت و حسابرسى، بر اساس رحمت است. «كتب على نفسه الرحمة لیجمعنّكم» 336
خداوند هم جهان را آفرید و هم بر آن سلطهى كامل دارد. «خلق... ثم استوى»
تدبیر هستى بر اساس رحمت الهى است. «ثم استوى على العرش الرّحمن»
از كسى چیزى بخواهید كه اهل رحمت باشد. «الرّحمن فاسئل به»
سؤال كردن عیب نیست، ندانستن عیب است. «فاسئل به خبیرا»
مراجعه به كارشناس در معارف الهى لازم است. «فاسئل به خبیرا»