سوره شعراء - آیات 114 تا 118 جزء 19 - صفحه 372

    وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ

    114

    إِنۡ أَنَاْ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ

    115

    قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَـٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمَرۡجُومِينَ

    116

    قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوۡمِي كَذَّبُونِ

    117

    فَٱفۡتَحۡ بَيۡنِي وَبَيۡنَهُمۡ فَتۡحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ

    118

تفسیر نور
(امروز كه آنان ایمان آورده‌اند،) من طرد كننده‌ى مؤمنان نیستم. من جز هشدار دهنده‌اى روشنگر نیستم. مردم به نوح گفتند: اى نوح! اگر (از دعوت خود) دست برندارى قطعاً از سنگسار شدگان خواهى شد. نوح گفت: پروردگارا! همانا قوم من مرا تكذیب كردند. پس میان من و آنان (داورى كن و) راه روشنى بگشا و مرا و هر كس از مؤمنان را كه با من است، (از شرّ این كفّار) نجات بده.

نکته‌ها
مستكبران حتّى از انبیا نیز توقّع طرد فقراى گمنامِ با ایمان را داشتند و همه انبیا دست رد به این پیشنهاد مى‌زدند. خداوند در آیه 28 سوره كهف به پیامبر اكرم‌صلى الله علیه وآله دستور مى‌دهد: «وَ اصبر نفسك مع الّذین یَدعون ربّهم بالغَداة والعَشىّ یُریدون وَجهَه ولاتَعدُ عیناك عنهم تُرید زینَة الحَیاة الدّنیا و لاتُطِع مَن أغفَلنا قَلبه عن ذكرنا واتّبَعَ هَواه و كان أمرُه فُرُطا» خود را با مؤمنانى كه هر صبح وشام خالصانه خدا را مى‌خوانند قراربده و به خاطر رسیدن به زینت‌هاى دنیا از آنان چشم‌پوشى نكن و از غافلان و هواپرستان و متجاوزان پیروى نكن.

جمله‌ى «مِنَ المرجومین» به جاى «لَنَرجُمنّك»، نشان مى‌دهد كه قبل از حضرت نوح نیز افرادى را سنگسار نموده بودند.

پیام‌ها
با پیشنهادات و توقّعات نابجاى متكبّران، قاطعانه برخورد كنید. (طرد فقراى با ایمان جایز نیست، حتّى اگر به قیمت ایمان‌آوردن گروهى دیگر باشد) «وما اَنَا بطارد...»

ملاك ارزش، ایمان است، نه جایگاه اجتماعى و اقتصادى. «وما اَنا بطارد...»

جاذبه باید در حدّ اعلى باشد، ولى دافعه تنها در موقع ضرورت لازم است. «و ما اَنَا بطارد...»

بیم وهشدار و انذار انبیا، بیش از بشارت آنان است. در قرآن جمله‌ى «اِن اَنا الاّ نذیر» آمده، ولى جمله‌ى «ان انا الا بشیر» نیامده است.

ترساندن غافل از خطرها، بهترین شیوه‌ى ارشادى است. «اِن اَنا الاّ نذیر»

یكى از مهم‌ترین حربه‌هاى مخالفان انبیا تهدید است. «من المرجومین»

سنگسار كردن، یكى از قدیمى‌ترین انواع شكنجه‌هاست. «من المرجومین»

در برابر تهدیدهاى دشمن به خدا متوسّل شویم. «قال ربّ»

ناله‌ى حضرت نوح به خاطر تكذیب مكتب بود، نه تهدید و سنگسار. «رِبّ انّ قومى كذّبون» و نفرمود: «یرجمون»

خشونت نااهلان، از عواطف پدرى و برادرى شما نكاهد. «اِنّ قومى»

گره گشا خداست. «فافتح»

اوّل براى حلّ مشكلات مردم و جامعه دعا كنید، بعد براى نجات خود. «فافتَح - نَجّنى»

با وجود تهدید وخفقان، گروهى از مردم به انبیا ایمان مى‌آوردند. «ومَن معى من المؤمنین»

آنچه مهم است، همراهىِ عملى ومكتبى است، نه فیزیكى وظاهرى. «ومَن مَعىَ من المؤمنین»

مؤمنین مشمول دعاى انبیا هستند. «نجّنى و مَن معِىَ من المؤمنین»

ایمان به تنهایى كافى نیست، پیروى و همراهى لازم است. «و مَن مَعىَ» چنانكه در موارد دیگر نیز قرآن مى‌فرماید: «والّذین آمنوا معه»41


41) هود، 58، 66 و 94.