لَن تَنَالُواْ ٱلۡبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٍ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ
92
لَن تَنَالُواْ ٱلۡبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٍ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ
92
با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» كه به معناى توسعه در خیر است؛ در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونههاى بِرّ معرفى شدهاند.101 همگان توصیه شدهاند كه در انجام «برّ» همدیگر را یارى كنند. «تعاونوا على البرّ» و در این102 آیه نیز مىفرماید كه شما هرگز به این گوهر گرانبها نمىرسید، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مىدارید، انفاق كنید.
نمونههایى از انفاق مؤمنان
ابوطلحه انصارى، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت وباغ او محبوبترین اموالش بود. این باغ كه روبروى مسجد پیامبر صلى الله علیه وآله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسولخداصلى الله علیه وآله گاه وبىگاه وارد آن باغ مىشد واز چشمهى آن مىنوشید. این باغِ زیبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مىگفتند. وقتى آیه نازل شد كه «لنتنالوا البرّ حتى...» او خدمت پیامبر رسید وعرض كرد: محبوبترین چیزها نزد من این باغ است، مىخواهم آن را در راه خدا انفاق كنم. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: تجارت خوبى است، آفرین بر تو، ولى پیشنهاد من آن است كه این باغ را به فقراى فامیل و بستگان خویش دهى. او قبول كرد وباغ را بین آنان تقسیم نمود.
مه103مانى بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان یكى از شتران مرا نحر و غذا تهیه كنید. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را براى نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.104
وقتى فاطمه زهراعلیها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مىبردند، فقیرى از حضرت پیراهن كهنهاى خواست. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لن تنالوا البر...» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق كرد.
عبداللّهبن جعفر، غلام سیاهى را دید كه در باغى كارگرى مىكند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمهاى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مىخورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این كار را كردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشید.105
در احادیث ذیل این آیه مىخوانیم كه راه رسیدن به برّ، كمك به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بىنیاز باشند.106
امام صادقعلیه السلام به مفضلبن عمر فرمود: از پدرم شنیدم كه مىفرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمىكند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! این تكلیفى است كه خداوند آن را بر شیعیان لازم كرده آنگاه كه در كتاب خود مىفرماید: «لن تنالوا البرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم.107
103) تفسیر كبیر ومجمعالبیان ؛ صحیحبخارى، ج2، ص81.
104) تفسیر مجمعالبیان.
105) تفسیر المنار، ج3، ص376 به نقل از احیاءالعلوم.
106) كافى، ج2، ص 157.
107) تفسیر عیّاشى، ج1، ص182.
در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده نیز مطرح است. دل كندن از محبوبهاى خیالى وشكوفاشدن روح سخاوت، از مهمترین آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لن تنالوا البرّ»
دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لن تنالوا البرّ»
سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى وكریمانه اوست. «لنتنالواالبرّحتّىتنفقوا»
بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مىدهند، به بالاترین مقام بِرّ مىرسند. «تنفقوا مما تحبّون»
آنچه را كه خود دوست مىدارى انفاق كن، نه آنچه را كه بینوایان دوست مىدارند. زیرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «ممّا تحبّون»، نه «ممّایحبّون»
انسانى كه تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلكه حاكم بر آنهاست. «تنفقوا ممّا تحبّون»
در انفاق، اصل كیفیّت است، نه كمیّت. «ممّاتحبّون»
اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تنفقون مما تحبون»
در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن. «ممّا تحبّون»
محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «ممّا تحبّون»آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «و انّه لحبّ الخیر لشدید»108
مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «و ما تنفقوا من شىء» آرى یك برگ زرد روى آب، مىتواند كشتى صدها مورچه شود.
حال كه خداوند انفاق ما را مىبیند، چرا در كمّ و كیف آن كوتاهى كنیم؟ بیایید بهترینها را انفاق كنیم. «فان اللّه به علیم»