وَمِنۡ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَيُحۡيِۦ بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍ لِّقَوۡمٍ يَعۡقِلُونَ
24
وَمِنۡ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَيُحۡيِۦ بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍ لِّقَوۡمٍ يَعۡقِلُونَ
24
براى عملى شدن این چهار تعبیر، چهار مرحلهى طبیعى بیان شده است:
انسان در آغاز، فكر مىكند. «یتفكّرون»
سپس مىفهمد و عالم مىشود. «للعالمین»
كسىكه آگاه شد، حرفها را با دقّت گوش مىدهد و نكته سنجى مىكند. «یسمعون»
در اثر شنیدن عمیق، به تعّقل و اندیشیدن مىرسد. «یعقلون»
برقِ آسمان، بارش و سبز شدن زمین تصادفى نیست، بلكه بر اساس یك برنامهى دقیق و حساب شده است. «البرق... ینزّل... فیُحى»
نظام آفرینش، بر اساس اسباب و علل پایه ریزى شده است. «فیُحیى به»
پائیز و بهار، ریزش و رویش گیاهان، از نشانههاى قدرت خداوند در آفرینش است. «فیحیى به الارض بعد موتها»
خداشناسى باید بر اساس علم و فكر و تعقّل باشد. «لایات لقوم یعقلون»