وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرٌّ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ
33
وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرٌّ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ
33
گروهى از مردم تنها در حال سختى و مصیبت خدا را مىخوانند، در حالى كه مؤمن باید در همه حال خدا را بخواند. «ضرّ دعوا ربّهم منیبین»
نشانهى فطرى بودن گرایش به خدا آن است كه هرگاه سختىها و فشارها، غبار غفلت را بر طرف كند، انسان به سوى او توجّه مىكند. «فطرت اللّه... اذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم»
انسان، كم ظرفیّت و ضعیف است، با اندكى زیان ناله مىكند و با چشیدن رحمت غافل مىشود. «ضرٌّ دعوا - رحمة ... یشركون»
رفاه، زمینهى غفلت است. «اذاقهم منه رحمةً... یشركون»
گروهى از انسانها ناسپاساند. (همین كه رحمتى مىچشند، به جاى شكر، شرك مىورزند.) «اذاقهم منه رحمةً... یشركون»
دعاى مضطرّ مستجاب مىشود. «ضرّ دَعَوا... اذاقهم منه رحمة»
زندگى بشر، آمیزهاى از تلخىها و شیرینىهاست. «ضُرٌّ... رحمة»