إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بِـَٔايَـٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا خَرُّواْۤ سُجَّدًاۤ وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ۩
15
إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بِـَٔايَـٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا خَرُّواْۤ سُجَّدًاۤ وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ۩
15
قرآن در شیوهى تبلیغ و ارشاد خود، در كنار ترسیم چهرهى مجرمان، نشانههاى مؤمنان را نیز بیان مىكند. «الّذین اذا ذكروا خرّوا...»
تعلّق نگرفتن هدایت خدا به گروهى از مردم، به خاطر تكبّر خود آنهاست. «لو شئنا لآتینا كلّ نفس هداها... انّما یؤمن... الّذین... هم لایستكبرون»
آیات الهى، با فطرت و خرد بشر هماهنگ است و تنها به تذكّر نیاز دارد. «اذا ذكّروا...»
سجدههاى مؤمنان، مخصوص هنگام نماز نیست. «اذا ذكّروا... خرّوا»
در عبادت، هم زمان مطرح است، «اذا» هم زمینه، «ذكّروا» هم عمل. «خرّوا»
سجده باید عاشقانه باشد. «خرّوا سجّدا» گویا با تمام وجود به خاك مىافتند.
بهترین ذكر در حال سجده، تسبیح همراه با ستایش است. «سجّداً و سبّحوا بحمد ربّهم»
سجدهاى ارزش دارد كه به دنبالش غرور و تكبّر نباشد. «خرّوا سجّداً... و هم لایستكبرون»