وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا ٱلۡفَتۡحُ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
28
وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا ٱلۡفَتۡحُ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
28
قُلۡ يَوۡمَ ٱلۡفَتۡحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِيمَـٰنُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ
29
فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَٱنتَظِرۡ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ
30
ایمان، در لحظهى اضطرار سودى ندارد. «لاینفع... ایمانهم»
گرچه مهلت دادن، از سنّتهاى الهى است، «امهلهم رویدا»365 لیكن آن هم حدّ و مرزى دارد. «و لا هم ینظرون»
بعد از استدلال و هشدار، آخرین مرحله، اعراض از منحرفان است. «فاعرض عنهم»
گذر زمان، مسایل و اختلافات میان پیروان حقّ و باطل را روشن مىكند. «وانتظر»
رهبر باید به آینده خوش بین و دلگرم باشد. «وانتظر»
كفّار همواره در انتظار شكست مسلمانان مىباشند. «انّهم منتظرون»