در حالى آنان بر يارى شما بخيل هستند، كه هرگاه (لحظات) بيم (و جنگ) پيش آيد، آنان را مىبينى چنان به تو مىنگرند كه چشمانشان (در حدقه) مىچرخد، همچون كسى كه مرگ او را فرا گرفته، پس همين كه ترس از ميان رفت، زبانهاى تند و خشن (خود را) بر شما مىگشايند، در حالى كه نسبت به خير (مال و غنيمت) بخيل هستند، آنان ايمان (واقعى) ندارند و خداوند اعمالشان را محو نموده؛ و اين كار بر خداوند آسان است.
نکتهها
كلمهى «
اشحّة» جمع «
شحيح» از «
شُحّ» به معناى بخلى است كه همراه با حرص باشد. «
سلقوكم» از «
سلق»، به معناى مغلوب كردن و شكست دادن است، يعنى مىخواهند با تبليغات و زخم زبان خود مسلمانان را مغلوب كنند و شكست دهند. «
حِداد» جمع «
حديد» به معناى تيز و خشن است.
پیامها

منافقان، هرگز خيرخواه شما نيستند؛ به هنگام خطر از كمك و حضور در جبهه بخل مىورزند، «
اشحّة عليكم» و پس از برطرف شدن خطر، به جمع غنائم حريص هستند. «
اشحّة على الخير»
منافقان، تلخىها را از جانب پيامبر و مسلمانان مىبينند. «فاذا جاء الخوف... ينظرون اليك»
منافقان در شرايط بحرانى تعادل خود را از دست مىدهند. «فاذا جاء الخوف... تدور اعينهم»
حالات روحى، در چهرهى انسان اثر مىگذارد. «تدور اعينهم»
منافقان، كم كار و پرگو هستند. هنگام جنگ و سختى ترسوترين مردم و هنگام آرامش طلبكارترين مردم هستند. «اشحّة عليكم - اشحّة علىالخير»
ترس، بخل، زخم زبان و توقّع نابجا از نشانههاى بارز منافقان است. «اشحّة - تدور اعينهم - السنة حداد»
حبط اعمال گناهكاران، حكيمانه و بر اساس عملكرد خود انسان است. «لم يؤمنوا فاحبط اللّه اعمالهم»
نفاق، عامل حبط و تباه شدن اعمال است. «احبط اللّه اعمالهم»
رفتار منافقان، (بخل، زخم زبان و دلسرد كردن مردم از حضور در جبهه و...) نمىتواند مشكلى براى اراده خداوند به وجود آورد. «كان ذلك على اللّه يسيرا»