جَنَّـٰتُ عَدۡنٍ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤۡلُؤًا وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٌ
33
جَنَّـٰتُ عَدۡنٍ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤۡلُؤًا وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٌ
33
از عنصر تشویق غافل نشویم. «جنّات عدن - یحلّون»
پاداش محرومیّت موقت، كامیابى دائمى است. (اگر طلا و ابریشم، در چند روز دنیا بر مردان حرام شد، در بهشت، از آن بهرهمند مىشوند.) «یحلّون... من ذهب...»
معاد، جسمانى است. (طلا و لؤلؤ مربوط به زینت بدن مادّى است.) «اساور من ذهب»