وَمَا عَلَّمۡنَـٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٌ وَقُرۡءَانٌ مُّبِينٌ
69
وَمَا عَلَّمۡنَـٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٌ وَقُرۡءَانٌ مُّبِينٌ
69
شعر بر خاسته از تخیل است، بر خلاف وحى.
شعر بر خاسته از عواطف و احساسات است، بر خلاف وحى.
شعر آمیخته با اغراق است، بر خلاف وحى.
گرچه قرآن داراى جملاتِ موزون و مقطّع همچون شعر است، امّا عنصر اصلى شعر كه تخیّل است، در قرآن راهى ندارد.
قرآن، جز ذكر نیست. «اِن هو الاّ ذكر» ذكر قدرت و قهر خدا، یاد الطاف و نعمتهاى او، یاد عفو و مغفرت او، یاد سنّتها و قوانین او، یاد انبیا و اوصیا و اولیاى او، یادى از تاریخهاى پر عبرت، یادى از عوامل عزّت و سقوط امّتها، یادى از نیكوكاران و هدایت شدگان، یادى از تبهكاران و كافران و فاسقان و مجرمان و ستمگران و عاقبت آنان، یادى از اخلاصها، ایثارها، شجاعتها، انفاقها، صبرها و پایان نیك آن، یادى از قتلها، شكنجهها، اذیّتها، تهمتها، تحقیرها، حقّكشىها و به استضعاف كشیدنها و عاقبت شوم مستكبران، یادى از اوامر و نواهى و مواعظ و حكمتها، یادى از آفریدههاى آسمانى و زمینى و دریایى، یادى از آینده تاریخ و پیروزى حكومت حقّ و پر شدن جهان از عدل و داد و محكومیّت ظلم و ستم، یادى از برزخ و معاد و حوادث قبل از قیامت و چگونگى صحنههاى قیامت و خطرات دوزخ و نعمتهاى بهشتى.
آرى، تمام قرآن به نحوى تذكّر و یادآورى است. «اِن هو الاّ ذكر»
خداوند از تهمت به انبیا دفاع مىكند. «و ما علّمناه الشعر»
ندانستن شعر به ارشاد مبلّغ ضررى نمىزند. «و ما علّمناه الشعر»
رشدهاى نابجا و فضاهاى فرهنگى غلط شما را متزلزل نكند. (در زمان پیامبر مسأله شعر جایگاهى بیش از متعارف داشت و شعر و شاعرى در رأس امور بود. این آیه ابّهت آن را شكست.) «و ما علّمناه الشعر»
طبع شعر از سوى خداوند است. «و ما علّمناه الشعر»
معلّم، پیامبر خداست. «علّمناه»
هر علمى براى هر كس سزاوار نیست. «و ما ینبغى له»
تا از تخیّلات و موهومات شاعرانه تخلیه نشویم، روح ما ظرف معارف الهى قرار نمىگیرد. «و ما علّمناه الشعر... اِن هو الاّ ذكر و قرآن مبین»
قرآن، مایهى تذكّر و یادآورى است. «اِن هو الاّ ذكر»
قرآن، كلامى روشن و قابل فهم و استدلال است. «قرآن مبین»