إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡـًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
82
إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡـًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
82
فَسُبۡحَـٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٍ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
83
تحقّق فرمان و ارادهى الهى زمان نمىخواهد، به اصطلاح مثل یك چشم به هم زدن است. «و ما امرنا الاّ واحدة كلمح بالبصر»631
خداوند حتّى نیاز به گفتن كلمه «كُن» ندارد، زیرا این خود نیاز است و در شأن او نیست، بنابراین مراد از كلمه «كُن» همان اراده و حكم اوست. به فرمودهى حضرت علىعلیه السلام «لا بصوت یقرع و لابنداء یسمع»632.
632) نهجالبلاغه، خطبه 186.
خداوند در آفرینش هستى، نه وسیله مىخواهد نه كمك و نه كسى كه موانع را بر طرف كند. «كن فیكون»
میان ارادهى خدا و انجام كار فاصلهاى نیست. «كن فیكون»
چگونه خدا را در برپایى قیامت عاجز مىدانید؟ او از هر عجز و ناتوانى منزّه است. «فسبحان الّذى»
هم سرچشمهى هستى به دست اوست و هم بازگشت همه چیز به سوى اوست. «بیده ملكوت كلّ شىء و الیه ترجعون»