وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَـٰنِۭ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمًا طَـٰغِينَ
30
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَـٰنِۭ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمًا طَـٰغِينَ
30
فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئِقُونَ
31
فَأَغۡوَيۡنَـٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِينَ
32
فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٍ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ
33
زمینه و عامل انحراف، از درون منحرفان است نه بر اثر فشار بیرون. «كنتم قوماً طاغین»
بالاخره پیشوایان شرك در روز قیامت به توحید و ربوبیّت الهى اعتراف مىكنند. «قول ربّنا»
در دنیا وعده و وعید خداوند به گوش سران شرك رسیده است و از روى تعمّد منكر شدهاند. «قول ربّنا»
انسان موجودى آزاد از جبر اجتماعى و فرهنگى است. «بل كنتم قوماً طاغین»
گمراه بودن، زمینهى گمراه كردن است. «اغویناكم انا كنا غاوین»
خداوند در عذاب پیشوایان و پیروان كفر عادل است. «فى العذاب مشتركون»
مردم عادى هم در پدید آمدن نظام و یا افراد فاسد و هم در رشد و تقویت و بقاى ظلم آنان مؤثّرند. زیرا اگر سهم یا اثرى نداشته باشند در عذاب شریك نمىبودند. «فى العذاب مشتركون»