سوره غافر - آیات 18 تا 19 جزء 24 - صفحه 469

    وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡـَٔازِفَةِ إِذِ ٱلۡقُلُوبُ لَدَى ٱلۡحَنَاجِرِ كَـٰظِمِينَ‌ۚ مَا لِلظَّـٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ

    18

    يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ

    19

تفسیر نور
(اى پیامبر!) مردم را از روز نزدیك (قیامت) هشدار ده، آن‌گاه كه (از شدّت وحشت) جان‌ها به گلوگاه رسد، در حالى كه اندوه خویش فرو مى‌برند، (در آن روز) براى ستمكاران هیچ دوست دلسوز و هیچ شفاعت‌گرى كه سخنش پذیرفته باشد وجود ندارد. خداوند از خیانت چشم‌ها و آن چه دل‌ها مخفى مى‌كنند، آگاه است.

نکته‌ها
«أزفة» به معناى نزدیك شونده است و مراد از روزِ نزدیك، روز قیامت است. چنانكه در جاى دیگر نیز مى‌فرماید: «انّهم یرونه بعیداً و نراهُ قریباً»87

«كاظمین» از «كظم» به معناى بستن در مشك است و «كاظم» به كسى گویند كه از درون ناراحت است ولى لب فرو مى‌بندد و خشم و ناراحتى خود را كنترل مى‌كند.

نگاه به نامحرم، نگاه تحقیرآمیز به دیگران و نگاه براى تشویق به فساد، از نمونه‌هاى خیانت چشم است.

از امام صادق علیه السلام درباره آیه «یعلم خائنة الاعین» پرسیدند، حضرت فرمود: مراد نگاه‌هاى زیر چشمى است. «ینظر الى الشى‌ء و كانّه لا ینظر فذلك خائنة الاعین»88

امام كاظم علیه السلام فرمود: هیچ مؤمنى نیست كه بعد از گناه ناراحت نشود و اگر ناراحت نشد مؤمن نیست و شفاعت براى او نیست و او ظالم است. سپس این آیه «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع» را تلاوت فرمودند.89


87) معارج، 6 - 7.

88) تفسیر نورالثقلین.

89) تفسیر نورالثقلین.

پیام‌ها
مرگ و قیامت نزدیك است، خود را آماده كنیم. «یوم الآزفة»

مجرم در قیامت ،نه مى‌میرد و نه راحت مى‌شود. «اذ القلوب لدى الحناجر» (در جاى دیگر مى‌خوانیم: «و یأتیه الموت من كل مكان و ما هو بمیّت»90 از هر سو مرگ به سراغش مى‌آید ولى نمى‌میرد.)

در قیامت، وجود مجرمان مملو از حسرت و اندوه است ولى نمى‌توانند اظهار كنند. «كاظمین»

مجرم در قیامت تنها است. (نه دوست صمیمى دارد و نه واسطه‌ى صاحب نفوذ). «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع»

ارزش‌ها بر اساس انگیزه‌هاست. یك نگاه با انگیزه‌هاى متفاوت مى‌تواند عبادت باشد و یا خیانت باشد. «خائنة الاعین»

ایمان به اینكه خداوند باطن همه چیز را مى‌داند انسان را از ظلم باز مى‌دارد. «ما للظالمین من حمیم... یعلم خائنة الاعین»

علم خداوند تنها به ظاهر نیست، او باطن را هم مى‌داند. «خائنة الاعین و ما تخفى الصّدور»


90) ابراهیم، 17.