۞ قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَـٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
66
۞ قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَـٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
66
وحى، بدون كم و كاست براى مردم بیان مىشد. «قل انّى نُهیتُ»
دلیل و بیّنه محور است نه توقع مردم و محیط. (با وجود دلائل روشن جایى براى تسلیم شدن در برابر شرك باقى نمىماند). «جاءنى البینات»
امر و نهى الهى بر اساس منطق و استدلال است. «نهیتُ... لمّا جاءنى البینات»
موضعگیرىهاى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله بر اساس وحى است. «نهیتُ - امرتُ»
تولى و تبرى باید در كنار هم باشد. (تا انواع شرك را از خود دور نكنیم، یكتاپرست واقعى نمىشویم). «نهیتُ ان اعبد الذّین تدعون... و امرت ان اسلم»
تسلیم شدن در برابر كسى سزاوار است كه پروردگار جهانیان است. «اسلم لربّ العالمین»
عبادت واقعى، تسلیم خدا بودن است. («اسلم لربّ العالمین» به جاى «اعبد لربّ العالمین» آمده است).
تسلیم خدا بودن، سبب رشد انسان است. «اسلم لربّ العالمین»