و همانا ما پیش از تو پیامبرانى فرستادیم. داستان بعضى از آنان را براى تو بازگو كردیم و (داستان) بعضى دیگر را براى تو نقل نكردیم و هیچ پیامبرى نمىتواند معجزهاى جز به فرمان خدا بیاورد، پس چون فرمان خدا آمد (و قیامت برپا شد)، به حقّ داورى خواهد شد و باطل گرایان در آن جا زیانكارند.
نکتهها
بر اساس روایات، تعداد انبیا یكصد و بیست و چهار هزار نفر است، ولى در قرآن تنها نام بیست و شش نفر از انبیا آمده است:
آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسى، هارون، شعیب، زكریا، یحیى، عیسى، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذاالكفل، ایوب، یونس، عُزیر و محمّد علیهم السلام.187
یكى از راههاى تربیت و ارشاد، بیان تاریخ گذشتگان و الگوهاى مثبت است و قرآن بارها این روش را به كار برده است.
187) تفسیر نمونه.
پیامها

پیامبر اسلام خاتم انبیاست. («
من قبلك» بارها در قرآن آمده است در حالى كه یك بار «
من بعدك» نیامده است).
آشنایى با تاریخ انبیا مایهى تسلّى پیامبر اكرم و عامل صبر است. «فاصبر... منهم من قصصنا علیك»
قصههایى باید مورد تلاوت و تدبر قرار گیرد كه حقّ باشد و هدف از آن نیز ترویج حقّ باشد. «منهم من قصصنا علیك»
قصهگویى را سبك نشمریم. قرآن چندین قصه تعریف كرده است. «قصصنا»
كسى مىتواند تاریخ انبیا را نقل كند كه خود آنان را فرستاده باشد. «قصصنا - لم نقصص»
قرآن كتاب تاریخ نیست وگرنه قصهى همهى انبیا را بازگو مىكرد. «منهم من لم نقصص»
در بیان تاریخ، عبرتها مهم است نه آمارها. «منهم من لم نقصص»
از ذكر نشدن نام خود ناراحت نشویم، نام بسیارى از انبیا نیز برده نشده است. «منهم من لم نقصص»
معجزات انبیا طبق اذن الهى است نه توقع و هوس مردم. «الا باذن اللّه»
كسانى كه در برابر تاریخ و معجزات انبیا بى تفاوتند، خسارت مىبینند. «قصصنا... یأتى بایة... خسر هنالك المبطلون»
قضاوت نهایى میان انبیا و مخالفان، مربوط به جهان آخرت است. «فاذا جاء امر اللّه قضى بالحقّ»
قیامت روز داورى خداوند و شرمندگى باطل گرایان است. «قضى بالحقّ و خسر هنا لك المبطلون»
خسارت واقعى، خسارت قیامت است. «خسر هنالك»
بدتر از اهل باطل، كسانى هستند كه علاوه بر رفتن در راه باطل، هدفشان ابطال و خنثى كردن تلاش انبیا است. «المبطلون»