وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَـٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَـٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ
17
وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَـٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَـٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ
17
وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ
18
بعضى آیات، هلاكت قوم ثمود را با صاعقه و بعضى با زلزله بیان كرده است كه مىتواند با هم باشد. «صاعقة العذاب»
سنّت خداوند، هدایت مردم است. «فهدیناهم»
كفر برخى انسانها، بدون تأمل، بدون دلیل و فورى است. «فاستحبّوا...» (حرف «فاء» نشانهى عجله در كفر است.)
انسان، آزاد و انتخابگر است. «فاستحبّوا العمى على الهدى...»
كفر، كوردلى است. «العمى»
كفر سریع، قهر سریع را به همراه دارد. «فاستحبّوا... فاخذتهم»
خداوند قبل از عذاب، اتمام حجّت مىكند. «فهدیناهم... فاخذتهم»
خوار كردن انبیا خوارى قیامت را به دنبال دارد. «عذاب الهون»
بدتر از غفلت و كفر، استمرار آن است. «كانوا...»
قهر یا لطف خداوند، نتیجهى عملكرد خود انسان است. «یكسبون»
رمز نجات، ایمان و تقوا است. «و نجّینا الّذین آمنوا و كانوا یتّقون»
ایمان، نیاز به تجدید ندارد، ولى تقوا در هر لحظه و نسبت به هر فكر، عمل، سخن و تصمیمى مطرح است. («آمنوا» ماضى ولى «یتّقون» مضارع آمده است)