سوره فصلت - آیه 50 جزء 25 - صفحه 482

    وَلَئِنۡ أَذَقۡنَـٰهُ رَحۡمَةً مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَـٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةً وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰ‌ۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٍ

    50

تفسیر نور
و اگر بعد از سختى‌اى كه به انسان رسیده از طرف خود رحمتى به او بچشانیم حتماً مى‌گوید: «این رحمت، حقّ من است» (و چنان مغرور مى‌شود كه مى‌گوید:) گمان نمى‌كنم قیامتى بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم حتماً براى من نزد او بهترین (منزلت) خواهد بود.» پس ما كسانى را كه كفر ورزیدند، حتماً به آن چه انجام داده‌اند آگاه خواهیم كرد، و قطعاً از عذاب سخت به آنان خواهیم چشاند.

نکته‌ها
دنیاگرایى عامل غفلت و گاهى انكار معاد است. در سوره‌ى كهف آیه‌ى 35 مى‌خوانیم كه شخصى وارد باغ و بستان خود شد و همین كه سرسبزى آن را دید گفت: این باغ از بین رفتنى نیست «ما اظنّ ان تبید هذه ابدا» و قیامتى هم در كار نیست «ما اظنّ الساعة قائمة» و اگر مرا در قیامت برگردانند، بهتر از این باغ و بستان خواهند داد «لاجدنّ خیراً منها...» در این آیه نیز مى‌خوانیم: برخى افراد همین كه به رحمتى مى‌رسند قیامت را منكر مى‌شوند و مى‌گویند: بر فرض اگر قیامتى باشد، بهترین‌ها از ما خواهد بود.
پیام‌ها
انسان منحرف كم‌ظرفیّت و مغرور است و در اولین مرحله رسیدن به نعمت بد مستى مى‌كند. «لئن اذقناه رحمة... لیقولنّ هذا لى» (چنانكه در اولین برخورد با شرّ از درون مأیوس مى‌شود «یؤوس قنوط» وفریاد مى‌زند. «اذا مسّه الشر جزوعا»82)

انسان، از خداوند طلبى ندارد و به هر نعمتى برسد از لطف اوست. «رحمةً منّا»

سرچشمه‌ى رحمت از اوست «رحمة منّا» ولى سرچشمه‌ى سختى‌ها عملكرد و خصلت‌هاى خود انسان است. «ضراء مسّته» و نفرمود: «ضراءً منّا»

تلخ و شیرینى دنیا اندك است؛ در حدّ چشیدن و لمس كردن. «اذقنا - مسّته»

انسان كافر خودخواه است و كامیابى‌ها را حقّ قطعى خود مى‌پندارد. «هذا لى» (چنانكه قارون مى‌گفت: سرمایه‌ام به خاطر علمى است كه نزد من است. «على علم عندى»83)

رفاه و نعمت، نشانه‌ى لیاقت و استحقاق و عاقبت به خیرى نیست. (قرآن در این آیه از كسى كه خود را لایق مى‌داند انتقاد مى‌كند). «هذا لى»

هر چه انسان به خودش توجّه كند، از مبدأ و معاد غافل مى‌شود. «هذا لى و ما اظنّ السّاعة قائمة»

كمترین نعمت، برخى انسان‌ها را به باطل مى‌كشاند تا آنجا كه مى‌گوید: نعمت حقّ من است. «هذا لى» قیامت نیست. «و ما اظن الساعة قائمة» بر فرض كه قیامت باشد، بهترین‌ها براى من است. «ان لى عنده للحسنى»

كفّار براى خود منطق و استدلال ندارند و عقیده آنان بر اساس گمان است. «و ما اظن الساعة»

شك و تردید در قیامت، نشانه كفر است. «و ما اظن الساعة قائمة... الّذین كفروا»

در قیامت حقیقت و باطن اعمال براى انسان كشف مى‌شود. «فلننبّئن الّذین كفروا بما عملوا»

در قیامت ابتدا جرم خلافكار به او فهمانده مى‌شود، سپس عذاب مى‌شود. «فلننبّئن... فلنذیقنّهم»

كسى كه پندار غلط خود را محكم و با قاطعیّت مى‌گوید، باید پاسخ محكم و با قاطعیّت دریافت كند. پاسخِ «انّ لى عنده للحسنى» جمله‌ى «فلننبّئن الّذین كفروا» و «فلنذیقنّهم من عذاب غلیظ»


82) معارج، 20.

83) قصص، 78.