سوره قصص - آیه 78 جزء 20 - صفحه 395

    قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمٍ عِندِيٓ‌ۚ أَوَلَمۡ يَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَهۡلَكَ مِن قَبۡلِهِۦ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مَنۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُ قُوَّةً وَأَكۡثَرُ جَمۡعًا‌ۚ وَلَا يُسۡـَٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ

    78

تفسیر نور
(قارون در جواب) گفت: همانا این (ثروت فراوان) به واسطه دانشى كه نزد من است، به من داده شده، آیا او نمى‌دانست كه خداوند، قبل از او از میان نسل‌ها، كسانى را كه از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند، هلاك كرده است؟ و (در آن هنگام حتّى) از گناهان مجرمان (هم) سؤالى نمى‌شود؟!

نکته‌ها
سؤال: با این‌كه در آیات بسیارى از قرآن مى‌خوانیم كه سؤالِ قیامت از همه كس؛ «فلنسئلنّ الّذین أُرسل الیهم و لنسئلنّ المرسلین»101، از همه چیز؛ «ولتسئلنّ عما كنتم تعلمون»102، از همه حال؛ «اِنْ تُبدوا ما فى أنفسكم أو تُخفوه یُحاسبكم به اللّه»103 و از همه جا؛ «اِنْ تَك مثقال حبّة مِن خَردَلٍ فَتكن فى صَخرةٍ أو فى السموات أو فى الارض یأتِ بها اللّه»104 خواهد بود، پس چرا در این آیه آمده است: «لا یسئل عن ذنوبهم المجرمون»؟!

پاسخ: آیاتى كه دلالت بر سؤال دارد، مربوط به قیامت است؛ ولى آیه اخیر اشاره به زمان نزول قهر الهى در دنیاست كه در آن هنگام دیگر مهلتى براى سؤال و جواب وجود ندارد.


101) اعراف، 6.

102) نحل، 93.

103) بقره، 284.

104) لقمان، 16.

پیام‌ها
غرور علمى، گاهى آنچنان انسان را خودمحور مى‌سازد كه دیگر نقش هیچ كس یا هیچ چیز را قبول ندارد. «انّما أوتیته على عِلمٍ عندى»

به علم خود نازیدن، اخلاق قارونى است. «على‌ عِلمٍ عندى»

ثروت و قدرت را احسان الهى بدانیم، نه محصول علم و تلاش خود. (مردم مى‌گفتند: این خداوند است كه به تو ثروت داده است، قارون مى‌گفت: خودم بر اساس علم، آن را پیدا نموده‌ام.) «احسن اللّه - على عِلمٍ عندى»

آشنایى با تاریخ، بهترین درس عبرت است. «أولم یعلم... من قبله»

قلع و قمع گردنكشان، از سنّت‌هاى خداوندى است. (قدرت و ثروت، مانع نزول قهر الهى نیست.) «أهلك من قبله»

قدرت وثروت، سعادت‌آفرین نیست. «أهلك... أشدّ منه قوّة و أكثر جمعا»

دست بالاى دست بسیار است. «من هو أشدّ منه»

هشدار! اگر قهر الهى فرا رسد، دیگر فرصتى براى سؤال و جواب و چون و چرا نخواهد بود. «لایُسئل عن ذنوبهم المجرمون»