سوره زخرف - آیات 15 تا 17 جزء 25 - صفحه 490

    وَجَعَلُواْ لَهُۥ مِنۡ عِبَادِهِۦ جُزۡءًا‌ۚ إِنَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ

    15

    أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخۡلُقُ بَنَاتٍ وَأَصۡفَىٰكُم بِٱلۡبَنِينَ

    16

    وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحۡمَـٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ

    17

تفسیر نور
(مشركان گفتند: ملائكه دختران خدایند) و براى او از بندگانش جزئى قرار دادند. همانا انسان، كفران پیشه آشكار است. آیا از آنچه مى‌آفریند دخترانى برگرفته و براى شما پسران را برگزیده است. در حالى كه هرگاه یكى از آن مشركان را به آنچه براى خداوند رحمن پسندیده است مژده دهند چهره‌اش سیاه گردد و اندوه خود را فرو برد.

نکته‌ها
مراد از «عباده» فرشتگان است كه مشركان آنها را از جنس دختر مى‌دانستند و مراد از «جزءاً» آن است كه مشركان، فرشتگان را همچون فرزند، جزئى از خدا مى‌پنداشتند.
پیام‌ها
نقل عقاید خرافى اگر همراه با پاسخ باشد مانعى ندارد. «جعلوا له...»

شریك دانستن مخلوق در كارهاى خالق، ناسپاسى آشكار است. «جعلوا له... لكفور مبین»

در گفتگوها مى‌توان بر اساس عقاید خود مردم، با آنان جدال كرد. «ام اتّخذ...»

دختر پنداشتن فرشتگان كه معمولاً در نقاشى‌ها و تصاویر نیز دیده مى‌شود، نوعى خرافه‌ى شرك آلود است. «ام اتّخذ مما یخلق بنات»

چه زشت است كه انسان، دختر را براى خود ننگ بداند ولى فرزندان خدا را دختر بشمارد. «ضرب للرحمن مثلاً»

آنان كه به واسطه‌ى شنیدن تولد فرزند دختر، اندوهگین مى‌شوند و گمان دارند كه پسر برتر از دختر است، دچار خرافه‌اى شرك آلودند. «اذا بشّر احدهم... وجهه مسودّاً و هو كظیم»

حالات روانى انسان، در جسم او اثر مى‌گذارد. «ظلّ وجهه مسودّاً»