أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا أَن كُنتُمۡ قَوۡمًا مُّسۡرِفِينَ
5
أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا أَن كُنتُمۡ قَوۡمًا مُّسۡرِفِينَ
5
وَكَمۡ أَرۡسَلۡنَا مِن نَّبِيٍّ فِي ٱلۡأَوَّلِينَ
6
وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ
7
فَأَهۡلَكۡنَآ أَشَدَّ مِنۡهُم بَطۡشًا وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلۡأَوَّلِينَ
8
در فرهنگ قرآن، اسراف به هر كارى كه موجب به هدر رفتن نعمتهاى الهى گردد گفته مىشود. لذا در این آیات، افراد بى اعتنا به كتاب آسمانى، مسرف خوانده شدهاند.
قرآن وسیلهى بیدارى است. «الذكر»
بى اعتنایى به تذكّرات الهى، نمونهاى از اسراف است. «كنتم قوماً مسرفین»
فرستادن انبیا یكى از سنّتهاى الهى است. «كم ارسلنا... فى الاولین»
همه انبیا گرفتار استهزاى مخالفان بودند و هر پیامبرى، باید از وضع پیامبران قبلى آگاه باشد تا به خاطر استهزاى گروهى دست از كار خود برندارند. «ما یأتیهم من نبىّ الا كانوا به یستهزؤن»
انبیا به سراغ مردم مىرفتند. «یأتیهم»
آشنایى با مشكلات دیگران سبب تسلّى دل و نوعى آمادگى روحى است. «ما یأتیهم... الا... یستهزؤن»
استهزا، شیوهى دائمى مخالفان انبیا بوده است. «كانوا به یستهزؤن»
ابتدا اتمام حجّت، سپس مجازاتِ معاندان. «یأتیهم من نبى... اهلكنا...»
استهزاى مردان خدا، سبب هلاكت و نابودى است. «یستهزؤن فاهلكنا»
از افراد لایقى كه براى مأموریّتى اعزام مىكنید، حمایت كنید. «یستهزؤن - اهلكنا»
هیبت ابرقدرتها را بشكنید. «اهلكنا اشد منهم بطشا»
قدرت مردم مانع قهر الهى نیست. «اهلكنا اشد منهم بطشاً»
تاریخ و حوادث آن قانونمند و داراى سنّت و اصول مخصوص به خود است. «مضى مثل الاولین»