يَمُنُّونَ عَلَيۡكَ أَنۡ أَسۡلَمُواْ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَيَّ إِسۡلَـٰمَكُم بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيۡكُمۡ أَنۡ هَدَىٰكُمۡ لِلۡإِيمَـٰنِ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
17
يَمُنُّونَ عَلَيۡكَ أَنۡ أَسۡلَمُواْ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَيَّ إِسۡلَـٰمَكُم بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيۡكُمۡ أَنۡ هَدَىٰكُمۡ لِلۡإِيمَـٰنِ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
17
خداوند در این آیه، نعمت ایمان و در آیهى 164 سوره آلعمران، فرستادن انبیا و در آیهى 5 سوره قصص، وارث كردن مستضعفان را منّت خود بر مردم شمرده است و این نشان مىدهد كه مهمترین نعمتها، نعمت هدایت الهى، رهبرى معصوم و حكومت حقّ مىباشد.
خداوند به اسلام و ایمان و عبادت ما احتیاج و نیازى ندارد. «لاتمنّوا علىّ»
نشانهى ایمان صادقانه، خود را منّتدار خداوند دانستن است، نه منّت گذاشتن بر او. «لاتمنّوا... بل اللَّه یمنّ... ان كنتم صادقین» (مسلمان واقعى خود را طلبكار خدا نمىداند.)
منّت نهادن بر پیامبر، در حقیقت منّت گذاردن بر خداست. (خداوند پاسخ منّت بر پیامبرش را آنگونه مىدهد كه گویا منّت بر او گذاشتهاند.) «یمنّون علیك... بل اللَّه یمنّ...»
شما اسلام آوردن خود را منّت مىگذارید، «یمنّون علیك ان اسلموا» در حالى كه خداوند شما را به مرحلهى ایمان هدایت فرموده است. «هداكم للایمان»
مقصد نهایىِ تكامل انسان، ایمان است، «هداكم للایمان» نه تظاهر به اسلام، زیرا منافقان نیز در ظاهر چنین مىباشند.