سوره مائده - آیه 27 جزء 6 - صفحه 112

    ۞ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱبۡنَيۡ ءَادَمَ بِٱلۡحَقِّ إِذۡ قَرَّبَا قُرۡبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنۡ أَحَدِهِمَا وَلَمۡ يُتَقَبَّلۡ مِنَ ٱلۡـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقۡتُلَنَّكَ‌ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ

    27

تفسیر نور
(اى پیامبر!) داستان دو پسر آدم را به حقّ بر مردم بازخوان، آنگاه كه (هر یك از آن دو) قربانى پیش آوردند، پس از یكى (هابیل) پذیرفته شد و از دیگرى (قابیل) قبول نگشت. (قابیل) گفت: حتماً تو را خواهم كشت، (هابیل) گفت: خداوند، تنها از متّقین قبول مى‌كند.

نکته‌ها
شاید مراد از تلاوت به حقّ آن باشد كه این ماجرا در تورات تحریف شده و با خرافات، آمیخته است و آنچه در قرآن آمده، حقّ است.

در روایات آمده است كه هابیل، دامدار بود وبهترین گوسفند خود را براى قربانى آورد. و قابیل، كشاورز بود وبدترین قسمت زراعت خود را براى انفاق در راه خدا برگزید. 61 قرآن مى‌فرماید: هرگز به خیر نمى‌رسید، مگر آنكه از آنچه دوست دارید انفاق كنید. «لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون» 62

امام صادق‌علیه السلام فرمود: انگیزه قتلِ قابیل، حسادت او نسبت به‌پذیرش قربانى هابیل بود. 63


61) كافى، ج 8ص‌113.

62) آل‌عمران، 92.

63) تفسیر نورالثقلین.

پیام‌ها
باید تاریخ گذشتگان را براى عبرت گرفتن خواند و بررسى كرد. «واتل»

در نقل تاریخ باید به مسائل مهم پرداخت. («نبأ» یعنى خبر مهم)

تاریخ را از افسانه جدا كنیم. «بالحقّ» (ماجراى قربانى هابیل وقابیل افسانه و داستان بى‌اساس نیست.)

اصل، تقرّب به خداوند است نه قربانى، قربانى هرچه كه مى‌خواهد، باشد. «اذ قرّبا قرباناً» («قرباناً» نكره آمده است)

پسر پیامبر بودن نقشى در ردّ یا قبول اعمال ندارد، بنابراین از یكى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. «فتقبّل من احدهما ولم یُتقبّل من الاخر»

تاریخ قتل وخونریزى همزمان با تاریخ انسان است. «نبأ ابنى آدم... لاقتلنّك»

گاهى حسادت، تا برادركشى هم پیش مى‌رود. «لاقتلنّك»

به تهدید كننده به قتل هم باید منطقى جواب داد. «انمّا یتقبّل اللّه»

در قبول یا عدم قبول اعمال، انگیزه‌ها و خصلت‌ها مؤثّرند. «انّما یتقبّل اللّه من المتّقین»

ملاك پذیرش اعمال، تقواست، نه شخصیّت افراد و نه نوع كار. «انّما یتقبّل اللّه من المتّقین»

تفاوت در قبول و عدم قبول، براساس تقواست، نه تبعیض. «من المتّقین»