۞ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱبۡنَيۡ ءَادَمَ بِٱلۡحَقِّ إِذۡ قَرَّبَا قُرۡبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنۡ أَحَدِهِمَا وَلَمۡ يُتَقَبَّلۡ مِنَ ٱلۡـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقۡتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ
27
۞ وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱبۡنَيۡ ءَادَمَ بِٱلۡحَقِّ إِذۡ قَرَّبَا قُرۡبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنۡ أَحَدِهِمَا وَلَمۡ يُتَقَبَّلۡ مِنَ ٱلۡـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقۡتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ
27
در روایات آمده است كه هابیل، دامدار بود وبهترین گوسفند خود را براى قربانى آورد. و قابیل، كشاورز بود وبدترین قسمت زراعت خود را براى انفاق در راه خدا برگزید. 61 قرآن مىفرماید: هرگز به خیر نمىرسید، مگر آنكه از آنچه دوست دارید انفاق كنید. «لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون» 62
امام صادقعلیه السلام فرمود: انگیزه قتلِ قابیل، حسادت او نسبت بهپذیرش قربانى هابیل بود. 63
63) تفسیر نورالثقلین.
در نقل تاریخ باید به مسائل مهم پرداخت. («نبأ» یعنى خبر مهم)
تاریخ را از افسانه جدا كنیم. «بالحقّ» (ماجراى قربانى هابیل وقابیل افسانه و داستان بىاساس نیست.)
اصل، تقرّب به خداوند است نه قربانى، قربانى هرچه كه مىخواهد، باشد. «اذ قرّبا قرباناً» («قرباناً» نكره آمده است)
پسر پیامبر بودن نقشى در ردّ یا قبول اعمال ندارد، بنابراین از یكى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. «فتقبّل من احدهما ولم یُتقبّل من الاخر»
تاریخ قتل وخونریزى همزمان با تاریخ انسان است. «نبأ ابنى آدم... لاقتلنّك»
گاهى حسادت، تا برادركشى هم پیش مىرود. «لاقتلنّك»
به تهدید كننده به قتل هم باید منطقى جواب داد. «انمّا یتقبّل اللّه»
در قبول یا عدم قبول اعمال، انگیزهها و خصلتها مؤثّرند. «انّما یتقبّل اللّه من المتّقین»
ملاك پذیرش اعمال، تقواست، نه شخصیّت افراد و نه نوع كار. «انّما یتقبّل اللّه من المتّقین»
تفاوت در قبول و عدم قبول، براساس تقواست، نه تبعیض. «من المتّقین»