قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَـٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ
1
قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَـٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ
1
در زمان پیامبر اسلام، مردى همسرش را این گونه طلاق داد و خطاب به او گفت: «انتِ علىّ كظهر امّى» تو نسبت به من، مثل مادرم هستى. آن زن نزد پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله آمد و ماجرا را بیان كرد، حضرت فرمود: قانونى از طرف خداوند براى این مورد نیامده است، زن هراسان شد و گفت: «أشكو الى اللّه فاقتى و حاجتى و شدة حالى» به خدا شكوه مىكنم از بدبختى خود، جوانى و سلامتىام رفت، كودكانى دارم كه اگر به شوهرم بسپارم ضایع مىشوند و اگر نزد خودم باشند گرسنه مىمانند.
طولى نكشید كه آیات این سوره نازل شد و دستور رسید هركس چنین كند، باید كفّاره بپردازد و طلاقى هم صورت نگرفته است. از آنجا كه شوهر، قدرت خرید برده و آزاد كردن آن را نداشت و نیز اطعام شصت مسكین در توان او نبود و دو ماه روزه گرفتن نیز براى او ضرر داشت، پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله مقدار مناسبى به او كمك كرد و آن مرد به واسطه كمك حضرت، شصت فقیر را غذا داد و با این كفاره به زندگى خود برگشت.1
خداوند در این یك آیه، سه بار از سمیع بودن خود سخن گفته است تا مردم با او گفتگو كنند. «سمع، یسمع، سمیع»
خداوند به دعاها و نالههاى ما گوش فرا مىدهد. «قد سمع اللّه قول الّتى»
پیامبر گرامى، با موقعیّت رهبرى جامعه، به راحتى در دسترس عموم بود و مردم در مورد مشكلاتشان با او گفتگو مىكردند. «تجادلك»
آزادى اظهار نظر و عقیده در حكومت اسلامى به قدرى است كه یك زن مىتواند با رهبر جامعه مجادله كند. «الّتى تجادلك»
در بن بستها به خدا و اولیاى او پناه ببرید. «تشتكى الى اللّه»
حوادث، نیازها، نالهها و بن بستها، زمینه ساز وضع قوانین هستند. «واللّه یسمع تحاوركما... سمیع بصیر»
شنوا و بینا بودن و آگاهى از مشكلات مردم، شرط صلاحیّت قانونگذاران جامعه است. «واللّه یسمع تحاوركما... ان اللّه سمیع بصیر»