وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ
116
وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ
116
461) تفسیر نمونه.
اكثریّت، دلیل حقانیّت نیست. ملاك، حقّ است نه عدد، پس در پیمودن راه حقّ از كمى افراد نهراسید. «اِن تُطِع اكثر...»
جلب نظر اكثریّت، گاهى به قیمت نابودى و انحراف خود انسان تمام مىشود. «اِن تطع اكثر... یضلّوك» (در راه خدا حركت كنیم هر چند خلاف رأى اكثریّت باشد)
اكثریّت، چنان جلوهاى دارد كه خدا پیامبر را هم از تبعیّت آن بر حذر مىدارد. «واِن تُطِع اكثر مَن فى الارض یضلّوك» (انبیا باید تابع وحى باشند، نه آراى مردم)
ریشهى ضلالتها، اعتماد به حدس وگمان است. «یضلّوك - اِنیتّبعون الاّ الظنّ»
اكثریّتى كه به جاى حقّ، در پى حدس و هوس باشند، قابل پیروى نیستند. «اِن تطع اكثر... یضلّوك... یخرصون»
در انتخاب راه، دلیل وبرهان لازم است، نه حدس وگمان. «اِن یتّبعون الاّ الظنّ... یخرصون»