وَلَا تَأۡكُلُواْ مِمَّا لَمۡ يُذۡكَرِ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ وَإِنَّهُۥ لَفِسۡقٌ وَإِنَّ ٱلشَّيَـٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَـٰدِلُوكُمۡ وَإِنۡ أَطَعۡتُمُوهُمۡ إِنَّكُمۡ لَمُشۡرِكُونَ
121
وَلَا تَأۡكُلُواْ مِمَّا لَمۡ يُذۡكَرِ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ وَإِنَّهُۥ لَفِسۡقٌ وَإِنَّ ٱلشَّيَـٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَـٰدِلُوكُمۡ وَإِنۡ أَطَعۡتُمُوهُمۡ إِنَّكُمۡ لَمُشۡرِكُونَ
121
در آیه 5 سورهى مائده خواندیم كه طعام اهل كتاب براى شما حلال است. این آیه مىگوید: گوشت هر حیوانى كه نام خداوند بر آن برده نشود حرام است. از آنجا كه اهل كتاب، این شرط را رعایت نمىكنند، پس گوشت حیوان آنها براى ما حرام است و مراد از طعام در آن آیه، حبوبات و امثال آن است، نه گوشت. 464
وسوسهى شیاطین این گونه است كه مىگوید: حیوان مرده را خدا كشته و كشتهى خدا بهتر از كشتهى انسان است! پس چرا حیوانِ مرده، حرام ولى حیوانِ ذبح شده حلال است؟! غافل از آنكه اجراى فرمان الهى مهم است و حیوان مرده، به خاطر بیرون نیامدن خونهاى كثیف از بدنش، معمولاً بیمارىهایى را همراه دارد. علاوه بر آنكه مردن، خود دلیل بیمارى و ناسالم بودن حیوان است.
بردن نام خدا به هنگام ذبح، تشریفات نیست، بلكه حكمى لازم الاجراست و ترك آن، فسق است. «اِنّه لَفِسق»
هر كجا ناباورى بیشتر است، تأكید نیز لازم است. چون پذیرفتن شرایط حلال بودن ذبح، براى مردم جاهل سنگین بود، خداوند با چند تأكید مسئله را مطرح كرد. «انّه لفسق» (جمله اسمیّه، «اِنّ» وحرف «لام»، نشان تأكید است)
انسان، در اثر مصرف حرام، زمینهى پذیرش القائات شیطانى را پیدا مىكند. «و لا تأكلوا... و انّ الشیاطین لیوحون»
شیطانها، قدرت وسوسه و القا دارند. «انّ الشیاطین لیوحون»
وسوسههاى شیاطین، تنها در اولیاى آنان نافذ است، نه در اولیاى خدا. «لیوحون الى أولیائهم»
پشتوانهى جدالهاى انسان، وسوسهها وهوسهاست. «لیوحون... لیجادلوكم»
جدال در احكام الهى، از حربهها و القائات شیطانى است. «و انّ الشیاطین... لیجادلوكم»
جدال در احكام دینى، انسان را به شرك مىكشاند. «لیجادلوكم... لمشركون»
خداپرستانى كه در عمل، مطیع غیر خدا مىباشند، مشركند. «انّكم لمشركون»