أَوَمَن كَانَ مَيۡتًا فَأَحۡيَيۡنَـٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورًا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَـٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٍ مِّنۡهَاۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡكَـٰفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
122
أَوَمَن كَانَ مَيۡتًا فَأَحۡيَيۡنَـٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورًا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَـٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٍ مِّنۡهَاۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡكَـٰفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
122
از آن پس تا زمان شهادت، یك افسر رشید و با ایمان براى اسلام بود.
در تعابیر قرآنى، «مرگ»، هم بر مرحله قبل از نطفه گفته شده است: «كنتم امواتاً فأحیاكم» 465 هم به گمراهى: «أوَ مَن كان میتاً» هم به منطقهى بىگیاه و خشك: «فسقناه الى بلد میّت» 466 هم به مرگ موقّت: «فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم» 467 و هم به مرگ حقیقى: «انّك میّت و انّهم میّتون» 468.
امام باقر علیه السلام فرمود: نورى كه در میان مردم راه را از چاه نشان مىدهد، امام و رهبر آسمانى است. 469
469) تفسیر المیزان.
ارشاد و هدایت، كار خداست، هر چند خود انسان زمینهى هدایت را فراهم مىكند. «فأحییناه»
استفاده از تمثیل، سؤال و مقایسه، در تبلیغ و تربیت مؤثّر است. «أومن كان... كمن مثله...»
مؤمن، هرگز به بن بست نمىرسد. او در جامعه هم بینش دارد و هم حركت. «نوراً یمشى به فى النّاس»
وقتى نور نباشد، ظلمتها انسان را فرامىگیرد. «فىالظلمات لیس بخارج منها»
حقّ، یكى وباطل بسیار است. (كلمهى «نور» مفرد آمده، ولى كلمهى «ظلمات» جمع آمده است)
جز نور ایمان وهدایت الهى، براى بشر نجاتبخشى نیست. «لیس بخارج منها»
زیبا پنداشتن اعمال، مانع رشد و خروج انسان از تاریكى است. «لیس بخارج منها كذلك زیّن للكافرین»
كارهاى انسان بى ایمان، در دید و تفكّر او مؤثّر است. «كذلك زیّن لكافرین ما كانوا یعملون»
كارهاى پر جاذبه، كفّار (مثل ابتكارات و اختراعات و تكنولوژى و تمدّن)، چنان براى آنان جلوه كرده كه نمىگذارد انحرافات و سقوط انسانیّت خود را درك كنند. «زیّن للكافرین ما كانوا یعملون»