قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
162
قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
162
لَا شَرِيكَ لَهُۥ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ
163
مرگ، بر حیات احاطه دارد و حیات بر نُسُك، و نُسُك بر نماز. بنابراین، نماز، هستهى مركزى در درون عبادات است.
اسلام، به معناى تسلیم بودن در برابر امر خداوند است و به همهى انبیا نسبت داده شده است. حضرت نوحعلیه السلام خود را مسلمان دانسته است، «اُمرت اَن اكون من المسلمین» 530 حضرت ابراهیمعلیه السلام از خداوند مىخواهد كه او و ذریّهاش را تسلیم او قرار دهد. «و اجعلنا مسلمین لك و من ذریّتنا اُمّة مسلمة لك» 531 ، حضرت یوسفعلیه السلام نیز از خداوند مسلمان مردن را درخواست مىكند: «توفّنى مسلماً» 532 و پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله نیز اوّلین مسلمان است، «و انا اوّل المسلمین» به این معنا كه یا در زمان خودش، یا در رتبه و مقام تسلیم، مقدّم بر همه است.
532) یوف، 101.
با آنكه نماز، جزو عبادات است، ولى، جدا ذكر شده تا اهمیّت آن را نشان دهد. «صلاتى و نُسُكى»
انسانهاى مخلص، مسیر تكوینى (مرگ و حیات) و مسیر تشریعى خود (نماز و نُسُك) را فقط براى خداوند عالمیان مىدانند. «انّ صلاتى و نُسُكى و محیاى و مماتى للّه»
آنگونه كه در نماز قصد قربت مىكنیم، در هر نفس كشیدن و زنده بودن و مردن هم مىتوان قصد قربت كرد. «محیاى و مماتى للّه...»
مرگ و حیات مهم نیست، مهم آن است كه آنها براى خدا و در راه خدا باشد. «محیاى و مماتى للّه»
آنچه براى خدا باشد، رشد مىكند. «للّه ربّ العالمین»
مرگ و زندگى دست ما نیست، ولى جهت دادن به آن دست ماست. «للّه»
اخلاص در كارها، فرمان الهى است. «بذلك امرت»
پیشواى جامعه، باید در پیمودن راه و پیاده كردن فرمان الهى، پیشگام باشد. «اوّل المسلین»