وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِـَٔايَـٰتِنَا فَقُلۡ سَلَـٰمٌ عَلَيۡكُمۡ كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَـٰلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
54
وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤۡمِنُونَ بِـَٔايَـٰتِنَا فَقُلۡ سَلَـٰمٌ عَلَيۡكُمۡ كَتَبَ رَبُّكُمۡ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَ أَنَّهُۥ مَنۡ عَمِلَ مِنكُمۡ سُوٓءَۢا بِجَهَـٰلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَصۡلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
54
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡـَٔايَـٰتِ وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ
55
در این سوره، خداوند دوبار جمله: «كتب على نفسه الرحمة» گفته است، یكى براى دلگرم كردن مؤمنان در همین دنیا (همین آیه)، یكى هم در آیه 12 كه براى معاد است. «كتب على نفسه الرّحمة لیجمعنّكم»
جهالت، گاهى در برابر علم است و گاهى در برابر عقل، و در آیه 54 در برابر عقل است.
یعنى از روى جهل وبىخردى به گناه كشیده شدهاند، نه آنكه نمىدانستند.
زیارت پیامبر، راه دریافت لطف خداست. «جاءك... فقل سلام علیكم كتب»
رابطهى رهبر و مردم، بر پایهى انس و محبّت است. «اذا جاءك... فقل سلام علیكم»
بهترین عبارت تحیّت، «سلام علیكم» است. «فقل سلام علیكم»
تحقیر شدن مؤمنان را جبران كنید. (در آیهى 53 متكبّران با لحن تحقیرآمیزى مىگفتند: «اَهؤلاء...» ولى در آیه 54 خداوند آن تحقیر را جبران مىكند و به پیامبرش دستور سلام كردن به مؤمنان را صادر مىكند.) «فقل سلام علیكم»
«سلام»، شعار اسلام است. بزرگ نیز به كوچك، سلام مىكند. «فقل سلام علیكم»
مربّى ومبلّغ، باید با برخوردى محبّتآمیز با مردم، به آنان شخصیّت دهد. «سلام علیكم»
اگر گناه از روى لجاجت و استكبار نباشد، قابل بخشش است. (جهالت، عذرى قابل قبول براى بخشش و گذشت از خطاكاران است.) «من عمل منكم سوءً بجهالة»
خداوند، رحمت را بر خویش واجب كرده، ولى شرط دریافت آن، عذرخواهى و توبه است. «كتب ... ثمّ تاب»
توبه، تنها یك لفظ نیست، تصمیم و اصلاح هم مىخواهد. «تاب و أصلح»
توبهى مؤمن حتماً پذیرفته مىشود، «عمل منكم» آغاز توبه، بعد از گناه است. «من بعده»
عفو الهى همراه با رحمت است. «غفور رحیم» (گناهكار نباید مأیوس شود)
روشنگرى نسبت به سیماى مجرمان و راه خطاكاران و اهل توطئه، از اهداف مكتب است. «لتستبین سبیل المجرمین»