بگو: آیا غیر خداوند، چیزى را بخوانیم كه سود و زیانى براى ما ندارد و پس از آنكه خداوند هدایتمان كرد، به عقب باز گشته (و كافر) شویم؟ همچون كسى كه شیاطین او را در زمین از راه به در بردهاند و سرگردان مانده است در حالى كه براى او یارانى (دلسوز) است كه او را به هدایت دعوت كرده (و مىگویند:) نزد ما بیا (و حقّ را بپذیر ولى او گوشش بدهكار نیست). بگو هدایتى كه از سوى خدا باشد هدایت واقعى است و ما مأموریم كه براى خداى جهانیان تسلیم باشیم.
و (به ما امر شده كه) نماز برپا دارید و از خداوند پروا كنید، و اوست آنكه همگان نزدش محشور مىشوید.
نکتهها
در آیهى 72، از میان همهى وظایف به «
نماز»، و از میان همهى عقائد به «
معاد» اشاره شده است و این اهمیّت آنها را مىرساند.
در یكتاپرستى، آرامش وتمركز است، ولى در شرك وچندتاپرستى، گیجى وتحیّر. «ءأرباب متفرّقون خیر أم اللّه الواحد القهّار» 386 آیا چند ارباب گوناگون بهتر است یا یك خداى قهّار؟ خداوند هم یكى است: «قل هو اللّه احد» و هم زود راضى مىشود «یا سریع الرّضا»، ولى غیر خدا هم زیادند و هم هر كدام توقّعات گوناگونى دارند و زود راضى نمىشوند.
386) یوسف، 39.
پیامها

با سؤال وجدانها را تحریك كنید. «
قل أندعوا من دون اللَّه»
شرك، غیر منطقى است، چون انگیزهى پرستش، كسب سود یا دفع ضرر است و بتها قادر به هیچ نفع وضرر رساندن نیستند. «لاینفعنا و لایضرّنا»
از غریزهى منفعتخواهى مردم، در راه تبلیغ و تربیت آنان استفاده كنیم. «لاینفعنا و لایضرّنا»
شرك، نوعى عقبگرد و ارتجاع اعتقادى است. «نردّ على اعقابنا»
شرك، مایهى سرگردانى و تحیّر است. «حیران»
در برابر انحرافات، باید موضعگیرى صریح و مكرّر داشت. «قل أندعوا... قل اِنّ هُدَى اللَّه ...»
تسلیم خدا شدن، مایهى رشد خودماست. «لنُسلِمَ لربّ العالمین»
نماز، همراه تقوى كارساز است. «اقیموا الصلوة واتّقوه»
ایمان به معاد ورستاخیز، عامل پیدایش تقوى در انسان است. «واتّقوه و هو الّذى الیه تحشرون»