لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِيهِمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡـَٔاخِرَۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ
6
لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِيهِمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡـَٔاخِرَۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ
6
بعد از سه بار تكرار كلمهى «ربّنا» در آیات 4 و 5، باز هم مىفرماید: آنان اسوه هستند، یعنى نه تنها در برائت، بلكه در دعا و مناجات هم اسوه هستند.
نه فقط پیامبران، بلكه یاران صادق آنها نیز براى ما الگو هستند. «فیهم»
عقاید صحیح، زیر بناى الگوپذیرى در رفتار و اخلاق است. «أسوة لمن كان یرجوا اللّه و الیوم الآخر» (آرى كسانى از الگوهاى صحیح بهرهمند مىشوند كه نور امید در دلشان روشن باشد. «یرجوا» و كسانى پشت مىكنند كه افراد مأیوس و به اصطلاح بریده هستند. «یتولّ»)
ایمانى ارزش دارد كه ثابت باشد. «كان یرجوا اللّه...» (تركیب «كان» با فعل مضارع، نشان استمرار و ثبات است).
اعراض مردم از الگوهاى الهى، به خداوند و اولیایش ضربهاى نمىزند.
«و من یتولّ فان اللّه هو الغنى الحمید»