وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوۡمَهُۥ لِيُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَيَذَرَكَ وَءَالِهَتَكَۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبۡنَآءَهُمۡ وَنَسۡتَحۡيِۦ نِسَآءَهُمۡ وَإِنَّا فَوۡقَهُمۡ قَـٰهِرُونَ
127
وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوۡمَهُۥ لِيُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَيَذَرَكَ وَءَالِهَتَكَۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبۡنَآءَهُمۡ وَنَسۡتَحۡيِۦ نِسَآءَهُمۡ وَإِنَّا فَوۡقَهُمۡ قَـٰهِرُونَ
127
فرعون خود را خالق نمىدانست، بلكه «ربّ» مىپنداشت: «انا ربّكم الاعلى» 226 و مىگفت: براى شما معبودى جز خود سراغ ندارم، «ما عَلمتُ لكم من اله غیرى» 227 ولى او و مردمش معبودهایى داشتند و آنها را به عنوان مظاهرى از خالق مىپرستیدند. «آلهتك»
رژیمهاى باطل طاغوتى، در مواجه با حقّ و مردان حقّ، دچار تصمیمهاى متضادّ و سردرگم مىشوند. لذا فرعون گاهى تصمیم به قتل موسى مىگیرد، «ذرونى اَقتُل موسى» 228 و گاهى او را آزاد مىگذارد تا آنجا كه مورد اعتراض اطرافیان قرار مىگیرد. «أتذر موسى و قومه»
حركت اصلاحى پیامبران از دید طاغوتها، فساد، فتنه، اغتشاش و خلاف مصالح عمومى است. «لیفسدوا فى الارض»
حذف پسران و حفظ زنان، یك سیاست فرعونى است تا جوانمردى و غیرت از مردان رخت بربندد و زنان، ابزار برنامهها و سیاستهاى آنان شوند. مثل سیاست استعمارى امروز. «سنقتّل ابناءهم و نستحیى نساءهم»
مخالفان انبیا، براى دو قشر جوان دختر و پسر برنامهها دارند. «سنقتّل ابناءهم و نستحیى نساءهم»
سردادن شعارهاى تو خالى براى حفظ خود، سیاست فرعونى است. «انّا فوقهم قاهرون» (این جمله كنایه از تسلّط كامل است)