أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ وَأَنۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقۡتَرَبَ أَجَلُهُمۡ فَبِأَيِّ حَدِيثِۭ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ
185
أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ وَأَنۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقۡتَرَبَ أَجَلُهُمۡ فَبِأَيِّ حَدِيثِۭ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ
185
توحید، سرچشمه و پشتوانهى نبوّت است و دقّت در ملكوت هستى، روشن مىكند كه این نظام رها شده نیست. «أولم ینظروا ... فباىّ حدیث»
بیشتر بدبختىها به خاطر غفلت از یاد مرگ است. «عسى ان یكون قداقترب أجلهم» (یاد مرگ، در كاستن از لجاجت، مؤثّر است و مردم را به استفاده از فرصت و به ایمان آوردن پیش از فرا رسیدن مرگ، فرا مىخواند)
آفرینش هیچ ذرّهاى، بىهدف نیست. «من شىء»
قرآن و آیات الهى، بهترین كتاب و سخن است و هیچ عذرى براى نپذیرفتن آنها نیست. «فبأىّ حدیث بعده»
كسى كه به قرآن و معارف آن ایمان نیاورد، دیگر به هیچ سخن هدایتبخشى ایمان نمىآورد. «فبأىّ حدیث بعده یؤمنون»
دقّت در نظام تكوین، سبب ایمان آوردن به نظام تشریع است. «أولم ینظروا... بعده یؤمنون»