خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَـٰهِلِينَ
199
خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَـٰهِلِينَ
199
«خُذ العفو»، به معناى عفو را تحت اختیار و كنترل خود داشتن و به جا استفاده نمودن است، لذا در بعضى موارد باید قاطعانه برخورد كرد، «و لاتأخذكم بهما رأفة فى دین اللّه» 393 چنانكه «اعرض عن الجاهلین» به معناى آزاد و رها نمودن جاهلان و دشمنان نیست، بلكه مراد با آنان نبودن و میل به آنان نداشتن است، امّا گاهى موعظه، تذكّر و یا برخورد با آنان لازم است. «فاعرض عنهم و عظهم» 394
این آیه با تمام سادگى و فشردگى، همهى اصول اخلاقى را در بر دارد. هم اخلاق فردى «عفو»، هم اخلاق اجتماعى «وأمر بالعُرف»، هم با دوست «عفو»، هم با دشمن «أعرض»، هم زبانى «وأمر»، هم عملى «أعرض»، هم مثبت «خُذ»، هم منفى «أعرض»، هم براى رهبر، هم براى امّت، هم براى آن زمان و هم براى این زمان. چنانكه امام صادق علیه السلام فرمودند: در قرآن آیهاى جامعتر از این آیه در مكارم الاخلاق نیست. 395
البتّه شكّى نیست كه عفو، در مسائل شخصى است، نه در حقّ النّاس و بیتالمال.
وقتى این آیه نازل شد، پیامبر صلى الله علیه وآله از جبرئیل توضیح و شیوهى عمل به این آیه را درخواست كرد. جبرئیل پیام آورد كه «تَعفُو عمّن ظلمك، تُعطى مَن حَرمك، تَصِل مَن قطعك»، 396 از كسى كه به تو ظلم كرده در گذر، به كسى كه تو را محروم كرده عطا كن و با كسى كه با تو قطع رابطه كرده است، ارتباط برقرار كن.
سراسر این سوره، دعوت به اعتدال است، با تعبیرهاى گوناگون. اعتدال در حقوق (آیه 29)، در مصرف (آیه 31)، در زینت (آیه 32)، در عبادت (آیه 56)، در خانهسازى (آیه 74)، در اقتصاد (آیه 85) و نسبت به شیوهى اجراى حقّ وعدالت در امّت حضرت موسى علیه السلام و امّت حضرت محمّد صلى الله علیه وآله در آیات 157 و181 نكات ارزشمندى آمده است.
395) تفسیر فرقان
396) تفسیر مجمع البیان ؛ بحار، ج 75، ص114
تكلیف باید به اندازهى طاقت باشد، نه بیشتر. «خذ العفو» (اگر «عفو» به معناى حدّ وسط باشد)
تنها خوب بودن كافى نیست، باید در جامعه خوبىها را ترویج كرد و سفارش نمود. «وأمر بالعرف»
مخاطب آیه تنها پیامبر نیست، هر مسلمان و هر مبلّغ ومصلح اجتماعى باید با لجوجان و جاهلان یاوهگو، برخوردى اعراض آمیز داشته و در برابر توهین و تهمتها چشمپوشى و صبر كند، نه آنكه درگیر و گلاویز شود. «و اعرض...»
هم باید به معروف امر كرد و هم شیوهى امر كردن، باید معروف و پسندیده باشد. «و أمر بالعُرف»
مراد از جاهلان، نابخردان است، نه بىسوادان. «واعرض عن الجاهلین» در فرهنگ قرآن و و روایات، معمولاً جهل در برابر عقل است، چنانكه در روایات عنوان «العقل و الجهل» داریم.
در شیوهى اعراض و عفو و گذشت، نباید به خواسته و گفتهى جاهلان كه بر خلاف مصلحت است توجّه كنیم، بلكه باید محكم و استوار ایستاد. «اعرض عن الجاهلین»