وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ نَزۡغٌ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
200
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ نَزۡغٌ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
200
در این سوره، از آیه 16 تا 27 داستان وسوسهى شیطان نسبت به حضرت آدم آمده است، در اواخر سوره هم نسبت به وسوسههاى شیطان هشدار مىدهد.
در آیهى قبل، دعوت به اعراض از جاهلان بود. پیامبر صلى الله علیه وآله از جبرئیل پرسید: با وجود خشم، چگونه مىتوان تحمّل كرد؟ این آیه نازل شد. 397 البتّه پناه بردن، تنها با گفتن كلمهى «اعوذ باللّه» نیست، بلكه یك پیوند و ارتباط روحى برقرار كردن و توكّل نمودن و خود را به خدا سپردن است.
گرچه همهى انبیا معصومند، ولى شیاطین از دستاندازى و وسوسه حتّى نسبت به آنان هم در نمىگذرند. چنانكه این آیه مىفرماید: «و امّا ینزغنّك من الشیطان نزغ» یاآیهى «وكذلك جعلنا لكلّ نبىّ عَدواً شیاطین الانس والجن» 398 كه نشان دهندهى مخالفین انبیا از جنّ و انس است. امّا ارزش كار انبیا در همین است كه با وجود غرائز بشرى و وسوسههاى شیطانى، انسانهاى صالح و با تقوا و دور از گناهند.
در حقیقت شیطان، با وسوسههاى خود قصد گمراه كردن تمام انسانها را دارد، ولى در برابر مخلصین شكست مىخورد. «قال فبعزّتك لاغوینّهم اجمعین الاّ عبادك منهم المخلصین» 399
399) ص ، 82 تا 83
وسوسهى شیطان، حتمى است. «ینزغنّك» (با نون تأكید آمده است)
وسوسهى شیطان، دائمى است. «ینزغنّك» (فعل مضارع، نشان استمرار است)
حتّى از كوچكترین وسوسهى شیطان نیز نباید غافل شد و باید به خدا پناه برد و خود را تحت پوشش او قرار داد. «نزغٌ»
پیامبران معصومند و یكى از راههاى عصمتشان، استمداد و توجّه و پناه بردن به خداست. «فاستعذ»
استعاذه واستمداد از خدا، بهترین درمان وسوسههاى شیطانى است. «فاستعذ»
انبیا هم نیاز به استعاذه و پناهجویى به خدا دارند. «فاستعذ»
هنگام خطر، توجّه و هوشیارى ویژه لازم است. «فاستعذ»
چون وسوسههاى شیطانى متفاوت است، استعاذه هم باید به «اللّه» باشد كه جامع همهى صفات نیك و كمالات است. (فرمود: «باللّه»، و نفرمود: «بالغنى»، یا «بالعلیم»، یا صفت دیگر خدا).
باید به خدایى پناه برد كه شنوا و داناست و به هر راز و رمزى آگاه است، نه به بتها و خرافات و... «انه سمیع علیم»