إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَـٰٓئِفٌ مِّنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ
201
إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَـٰٓئِفٌ مِّنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ
201
وَإِخۡوَٰنُهُمۡ يَمُدُّونَهُمۡ فِي ٱلۡغَيِّ ثُمَّ لَا يُقۡصِرُونَ
202
شاید مراد از توجّه در این آیه، تذكّر به شنوایى و بینایى خداوند است كه در پایان آیهى قبل آمده بود، یعنى توجّه مىكنند كه خدا كار آنها را مىبیند و حرفشان را مىشنود و این توجّه به حضور خداوند، سبب ترك گناه مىشود. چنانكه امام صادق علیه السلام دربارهى این آیه فرمود: وسوسه گناه به سراغ بنده مىآید، او به یاد خداوند مىافتد، متذكّر شده و انجام نمىدهد. 402
در برخى روایات، ذكر «لااله الاّ اللّه» براى دفع وسوسههاى شیطان توصیه شده است. 403
وسوسهى شیطان، گاهى از دور است، «فوسوس الیه» 404 ، گاهى از طریق نفوذ در روح و جان، «فى صدور النّاس» 405 ، گاهى با همنشینى، «فهو له قرین» 406 ، گاهى هم از طریق رابطه و تماس. «مسّهم»
402) تفسیر نورالثقلین
403) تفسیر اثنى عشرى
شیطانها براى انحراف، پیوسته در حال گشت و طوافند. «طائف»
(وسوسههاى نفسانى و شیطانى، مثل میكرب همه جا وجود دارند و دنبال ایمانهاى ضعیفند تا در آنها نفوذ كنند.)
گاهى ممكن است علما، مربّیان و مصلحان، مورد تماسهاى مشكوك براى القاى خط انحرافى قرار گیرند كه باید هشیار باشند و در مسیر خواستههاى دشمن قرار نگیرند و به خدا پناه ببرند. «اذا مسّهم... تذكّروا»
یاد خدا، به انسان بصیرت مىدهد و او را از وسوسهها نگاه مىدارد. «تذكّروا، مبصرون»
متّقى، به خدا توجّه كرده و شیطانشناس و آگاه است. «اتّقوا... تذكّروا»
گناهكاران و گرفتاران شیطان، كورند و نجات یافتگان از دامهاى ابلیس، بینایند. «مبصرون»
اگر جامعه از نظر اخلاقى، سیاسى، اقتصادى و نظامى، پاك و متّقى باشد، رفت و آمدها وتماسها با شیطان صفتان در آنها كارساز نخواهد بود. «تذكّروا، مبصرون»
اگر تقوا و تذكّر نباشد، شیطانها با انسان برادر مىشوند و تماس آنها، آسان و مؤثّر مىگردد و انسان را به عمق گمراهى مىكشانند. «اخوانهم یمدّونهف فى الغىّ»
راه انحراف، نهایت و حدّ ندارد. «یمدّونهم فى الغىّ»
خداوند، صالحان متّقى را تحت ولایت قرار مىدهد، چنانكه در آیات قبل خواندیم، «انّ ولىّ اللّه... و هو یتولّى الصالحین» ولى بىتقوایان، گرفتار اُخوّت شیطانى مىشوند. «اخوانهم یمدّونهم فى الغىّ»
شیطانها، پس از به گمراهى كشاندن انسانهایى كه برادر آنها شدهاند، دستبردار نیستند و همچنان آنان را در منجلاب گمراهى فرو مىبرند. «فى الغىّ لایقصرون»
شیطان صفتان، در مسیر انحراف به كسى رحم نمىكنند و از هیچ كس دست برنمىدارند. «لا یقصرون»