سوره اعراف - آیه 54 جزء 8 - صفحه 157

    إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ‌ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثًا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۭ بِأَمۡرِهِۦٓ‌ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ‌ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ

    54

تفسیر نور
همانا پروردگار شما خداوندى است كه در شش روز (و دوران) آسمان‌ها و زمین را آفرید و سپس بر عرش (جایگاه قدرت و تدبیر جهان) مستولى شد. او روز را به وسیله‌ى شب كه به سرعت آن‌را دنبال مى‌كند مى‌پوشاند و خورشید و ماه وستارگان را (آفرید) كه تسلیم فرمان اویند. آگاه باشید كه آفرینش و تدبیر تنها از آنِ اوست! خجسته و مبارك است خداوندى كه پروردگار جهانیان است.

نکته‌ها
در آیه‌ى قبل، سخن از محو شدن هر چیز و هر كس در قیامت بود، جز خداوند، «ضلّ عنهم...» در اینجا معرّفى پروردگار واقعى است.

«یوم»، غیر از «نهار» است. «نهار»، روزِ در برابر شب است، ولى «یوم»، گاهى به معناى روز است و گاهى به معناى شبانه روز و گاهى هم به روزگار و دوره، یوم گفته شده است و در این آیه، معناى اخیر مراد است.

«تبارك» از «بركت»، به معناى بقا و ماندگارى است. «بَرَك»، سینه‌ى شتر است، وقتى كه شتر سینه‌اش را بر زمین مى‌گذارد، نشانه‌ى استقرار و ماندن اوست. آنگاه به هر صفتى كه پایدار و بادوام باشد و هر موجودى كه داراى عمر طولانى یا آثار مستمرّى باشد، بركت گفته شده است. «بِركه»، نیز جایى است كه مدّتى طولانى آب در آن مى‌ماند و ذخیره مى‌شود.

با توجّه به قرائن موجود در این آیه و آیات دیگر قرآن، منظور از «خلق»، آفرینش نخستین و منظور از «امر»، جعل و وضع قوانین حاكم بر هستى است كه آفریده‌ها را در مسیر خود هدایت مى‌كند. 137

«استوى على العرش»، كنایه از قدرت، سلطه، تدبیر، هدایت و اداره كامل جهان است. در زبان فارسى هم، بر تخت نشاندن یا از تخت نشستن، یعنى بر اوضاع مسلّط شدن و قدرت و حكومت را به دست گرفتن. البتّه ممكن است «عرش»، كنایه از جهان ماوراى ماده و «كرسىّ» كنایه از جهان مادّه باشد، چنانكه در آیةالكرسى مى‌خوانیم: «وسع كرسیّه السموات و الارض». 138

همان گونه كه خداوند خورشید و ماه و ستارگان را براى هدایت و استفاده‌ى مخلوقات مسخّر آنان قرار داد، رسالت وامامت واهل‌بیت علیهم السلام را نیز در مسیر استفاده و هدایت آنان قرار داد، چنانكه به نقل شیعه و سنّى پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند: «النّجوم أمان لاهل الارض و اهل‌بیتى أمان لامّتى» 139

خداوند گرچه قدرت دارد كه همه‌ى هستى را در یك لحظه خلق كند، ولى تأنّى و تدریج، سنّت اوست، لذا هستى را در شش دوره آفریده است. چنانكه عجله و شتاب بى‌دلیل، امرى شیطانى و راه نفوذ و تسلّط اوست. پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند: «التّأنّى من الرّحمن و العجلة من الشیطان». حضرت على علیه السلام نیز فرمود: اگر خدا مى‌خواست آسمان و زمین را در كمتر از یك چشم بهم زدن مى‌آفرید، ولى ترتیب و مرور را مثالى براى اُمناى خود و حجّتى بر خلقش قرار داد. 140 مولوى مى‌گوید:

مكر شیطان است تعجیل و شتاب‌ خوى رحمن است صبر و احتساب

با تأنّى گشت موجود از خدا تا به شش روز این زمین و چرخ‌ها

ورنه قادر بود كز كُن فَیكون‌ صد زمین و چرخ آوردى برون

آدمى را اندك اندك آن همام‌ تا چهل سالش كند مردى تمام

این تأنّى از پى تعلیم توست‌ صبر كن در كار، دیر آى و درست


137) تفسیر نمونه‌

138) تفسیر نمونه‌

139) تفسیر فرقان‌

140) تفسیر اثنى عشرى‌

پیام‌ها
آفریدگار هستى، لایق تدبیر و مدیریّت آن است. «ربّكم اللّه الّذى خلق...»

عرش، مركز مدیریّت و تصمیم‌گیرى خداوند است. «استوى على العرش»

تعقیب دائمى شب و روز، تنها با كروى بودن و حركت داشتن زمین ممكن است. «یطلبه حثیثاً»

هستى، هم نظام دارد و هم تسلیم اراده‌ى خداست. «مسخرات بأمره»

هم آفرینش به دست خداست، هم اداره و تدبیر آفریده‌ها. «له الخلق والامر»

خداوند سرچشمه‌ى بركات است. «تبارك اللّه»

نزول بركات، از ربوبیّت خداوند است. «تبارك اللّه ربّ العالمین»

تمام هستى در حال تكامل و تحت تربیت الهى است. «ربّ العالمین»