قَالَ قَدۡ وَقَعَ عَلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ رِجۡسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَـٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآءٍ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَـٰنٍۚ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ
71
قَالَ قَدۡ وَقَعَ عَلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ رِجۡسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَـٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآءٍ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَـٰنٍۚ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ
71
انسان ذاتاً موحّد و طالب توحید است، ولى گاهى تعصّب بر او عارض شده و حاكم مىشود. «وقع علیكم»
كیفرهاى الهى در مسیر تربیت انسان واز شئون ربوبیّت خداست. «من ربّكم»
سنگ و چوب، با نامگذارى، «خدا» نمىشود. (نامهاى دهان پركن و بىمحتوا، یكى از بلاهاى قرن ما نیز هست.) «أسماء سمّیتموها»
معبودهاى مشركان، اسماى بىمسمّایند كه حقیقت و مشروعیّت ندارند و خداوند در هیچ آئینى به آن فرمان نداده است. «أسماء... مانَزّل اللّه بها من سلطان»
عقاید باید بر پایهى حجّت و برهان باشد، حتّى از بتپرستان هم برهان بخواهید. «ما نزّل اللّه بها من سلطان» (از آنان كه مىگویند بت وسیلهى تقرّب به خداست، بپرسید آیا دلیلى دارید كه خداوند پرستش بت را وسیلهى قرب خود قرار داده است؟)
استدلال و برهان، نوعى فیض الهى است كه به قلب و فكر انسان مىرسد. «ما نزّل اللّه بها من سلطان»
انبیا، به درستى هدف و پیروزى خویش و سقوط مخالفان اطمینان داشتند. «انتظروا انّى معكم من المنتظرین»