ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَـٰهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
95
ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَـٰهُم بَغۡتَةً وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
95
ممكن است براى آیه معناى دیگرى نیز باشد از جمله: بعد از رفع بلا، نسل بعد مىگفتند: حوادث تلخ مخصوص پدران ما بوده و ما در امان هستیم. 185 غافل از آنكه سنّت خداوند بر مبتلا ساختن همهى نسلهاست و اینگونه غفلتها، زمینهى قهر الهى است.
هر نوع خوشى و رفاهى نشانهى لطف نیست، گاهى زمینهساز قهر الهى است. «حتّى عفواْ... فاخذناهم بغتة»
بیشتر مردودین در آزمایشهاىالهى، مرفّهانند نه محرومان.«حتّىعفوا وقالوا...»
قهر الهى، خبر نمىكند و ناگهان مىرسد. «بغتة»
از كنار حوادث تلخ و شیرین بىتفاوت گذشتن و عبرت نگرفتن، نشانه بىشعورى است. «لا یشعرون»
غوطهور شدن در دنیا و غفلت از یاد خدا، انسان را به عذابى ناگهانى و غافلگیرانه دچار مىكند. «فاخذناهم بغتة و هم لایشعرون»