وَلَا يَسۡـَٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا
10
وَلَا يَسۡـَٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا
10
يُبَصَّرُونَهُمۡۚ يَوَدُّ ٱلۡمُجۡرِمُ لَوۡ يَفۡتَدِي مِنۡ عَذَابِ يَوۡمِئِذِۭ بِبَنِيهِ
11
وَصَـٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ
12
وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِي تُـٔۡوِيهِ
13
وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيهِ
14
كَلَّآ إِنَّهَا لَظَىٰ
15
نَزَّاعَةً لِّلشَّوَىٰ
16
تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ
17
وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ
18
مجرم در قیامت سه آرزو مىكند:
الف) با خاك یكسان شود. «لو تُسوّى بهم الارض»5
ب) از اعمالش دور شود. «امداً بعیداً»6
ج) با فدیه دادن رها شود. «یوم یودّ المجرم لو یفتدى...»
مجرم براى فدیه دادن و نجات یافتن، فرد یا گروهى را انتخاب نمىكند، بلكه مىگوید: همه را بگیرید و مرا آزاد كنید؛ فرزند، همسر، برادر، فامیل و همه مردم زمین. (كلمات با حرف واو عطف شده نه با حرف «اَوْ»)
در آن روز، عاطفه فرزندى، غیرت همسرى، محبّت برادرى و حمایت فامیلى و آشنایى مردمى همه فدا مىشود، ولى چه سود؟!
بر اساس این آیات، عوامل دوزخى شدن چهار چیز است: فرد در ظاهر به حق پشت مىكند: «ادبر» در قلب تنفّر دارد و روى بر مىتابد: «تولّى» ثروت اندوزى مىكند: «جمع» و به دیگران نمىدهد. «فاوعى»
در قیامت، شكنجه روحى وجسمى با هم است. نشان دادن خویشان ودوستان صمیمى به انسان و بالعكس، بالاترین شكنجه روحى است. «یبصّرونهم»
مجرم در آن روز، نجات خود را از عذاب، به قیمت نابودى همه مىخواهد. «یودّ المجرم لو یفتدى... ببنیه و صاحبته و اخیه... و من فى الارض جمیعاً ثمّ ینجیه»
مراقب باشیم كه در دنیا به خاطر رفاه همسر و فرزندان و جلب رضایت دوستان و خویشان، خود را دوزخى نكنیم. زیرا در آن روز هیچ یك از آنها به داد ما نمىرسند و به درد ما نمىخورند. «لو یفتدى... ببنیه و صاحبته و اخیه»
غریزه حبّ ذات، بالاترین غرایز است. «لو یفتدى... من فى الارض جمیعاً ثمّ ینجیه»
آتش دوزخ شعور دارد و مجرم شناس است. «تدعوا من ادبر و تولّى»