فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ
8
فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ
8
فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٍ يَوۡمٌ عَسِيرٌ
9
عَلَى ٱلۡكَـٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٍ
10
ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدًا
11
وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالًا مَّمۡدُودًا
12
وَبَنِينَ شُهُودًا
13
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدًا
14
در قرآن، به دو نفخ در صور تصریح شده است: نفخهى اوّل كه در اثر آن همه مىمیرند و نفخهى دوم كه در اثر آن دوباره همه زنده مىشوند.
در نزدیكى مسجدالحرام مركزى به نام «دارالنّدوه» بود كه مشركان براى مشورت در آن جمع مىشدند. ولید بن مغیره كه فردى سرشناس و به داشتن عقل و درایت معروف بود، در مجلسى در آن مركز گفت: بیایید براى مقابله با محمّد، حرفهاى خود را یكى كنیم و به زائران كعبه درباره محمّد یك پاسخ بدهیم. یك نفر گفت: مىگوییم: محمّد شاعر است، دیگرى گفت: مىگوییم: او كاهن است، سوّمى گفت: مىگوییم: او مجنون است. ولید چهره در هم كشید و گفت: ما شعرهاى بسیارى شنیدهایم امّا سخن محمّد شباهتى به شعر ندارد، و در او اثرى از جنون نیست و كلامش نیز با كاهنان تفاوت دارد. بالاخره تصمیم گرفتند كه بگویند: محمّد ساحر است و میان افراد خانواده جدایى مىاندازد و حتّى در یك خانه، كسانى كه به او ایمان آوردهاند از سایر اعضاى خانواده جدا مىشوند.
در این آیات، خداوند، در مورد ولید مىگوید: من او را آفریدم و به او مال و فرزند بسیار دادم، اما او از فكر و توان خود سوء استفاده كرد و در برابر پیامبر من ایستاد. پس مرگ بر او باد.
مراد از «وحیداً» در «خلقت وحیداً» یكى از معانى زیر است:
«وحید»، صفت مخلوق است، یعنى او تك وتنها وناتوان ونادار بود و من به او نعمت دادم.
«وحید»، صفت خالق است، یعنى من به تنهایى او را آفریدم و اكنون هم خودم به تنهایى به حساب او مىرسم.
قیامت براى كافران بسیار سخت است و با گذشت زمان هم انسانكافر با آن سختىها خو نمىگیرد و براى او آسان نمىشود. «عسیر... غیر یسیر»
خداوند، پیامبرش را دلدارى مىدهد كه دشمن را به من واگذار. «ذرنى...»
هم اصل آفرینش و هم امور زندگى به دست خداوند است. «خلقت... جعلت»
اگر امروز اموال و فرزندان در اطراف ما هستند، گرفتار غرور نشویم و فراموش نكنیم كه روزى، تنها آمدهایم و تنها مىرویم. «خلقت وحیداً»
دارایى بشر به اراده و مشیّت خداوند وابسته است، نعمتهاى داده شده را در اثر علم و هنر خود ندانید. «جعلت... مهّدت»