ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ
15
ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ
15
كَلَّآ إِنَّهُۥ كَانَ لِـَٔايَـٰتِنَا عَنِيدًا
16
سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا
17
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ
18
فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ
19
ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ
20
ثُمَّ نَظَرَ
21
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ
22
ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ
23
فَقَالَ إِنۡ هَـٰذَآ إِلَّا سِحۡرٌ يُؤۡثَرُ
24
إِنۡ هَـٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ
25
«اُرهقه» از «ارهاق» به معناى وادار كردن كسى به كار سخت است.
«صَعود» به معناى گردنهاى است كه عبور از آن و صعود بر آن سخت است.
مراد از «قَدَّرَ»، «تقدیر» به معناى مقایسه میان قرآن با سحر و شعر و كهانت است.
قرآن در مورد كفر و دروغ، كلمه «قُتِلَ» را یكبار به كار برده است:
«قتل الانسان ما اكفره»113 كشته باد انسان (بى ایمان) كه تا این حد كفر مىورزد.
«قتل الخرّاصون»114 كشته باد آن كه دروغ مىبندد.
امّا در مورد توطئه علیه پیامبر و قرآن، دوبار فرمود: «فقتل كیف قدّر ثم قتل كیف قدّر»
در آیه 23 فرمود: «ثمّ ادبر واستكبر»، حال ببینیم كیفر كسى كه به حق پشت كند و با آن مخالفت ورزد، چیست؟
قرآن درباره كسانى كه با وجود شناخت حق بدان كفر مىورزند و از آن روى مىگردانند مىفرماید: چنین كسانى به كیفرهاى گوناگونى دچار مىشوند، از جمله:
جهت و هدف خود را در زندگى از دست مىدهند. «استهوته الشیّطان فى الارض حیران»115 فریب و اغواى شیطان او را در زمین سرگردان ساخته است.
ضیق صدر او را تحت فشار قرار مىدهد: «یجعل صدره ضیّقاً حرجاً»116 خداوند، دل او را تنگ و سخت قرار مىدهد.
دچار معیشت دشوار و تنگ مىشود: «و من اعرض عن ذكرى فانّ له معیشةً ضنكاً»117 هركس از یاد و اطاعت من سرپیچى كند، معیشتش تنگ شود.
نكبت و بدبختى بر او مسلّط مىشود: «انّ الخزى والسّوء الیوم على الكافرین»118 امروز ذلّت و خوارى عذاب، بر كافران خواهد بود.
از بهرهگیرى از نعمتهاى الهى در راه صحیح محروم مىشود. قرآن مىفرماید: خداوند بر دل و گوش و بر چشم كافران مُهر مىزند و پردهاى بر آن مىافكند تا از فهم حقایق الهى محروم مانند: «ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة»119
اعمالش همانند سرابى كه انسان در بیابان مىبیند، پوشالى و توخالى است: «اعمالهم كسراب بقیعة»120 و خاكسترى است در معرض تندبادى شدید، كه همه به باد فنا مىرود: «اعمالهم كرمادٍ اشتدت به الرّیح فى یومٍ عاصف»121
هر لحظه بر خسارتش افزوده مىشود: «و لا یزید الكافرین كفرهم الّا خساراً»122
همواره از راه حق دور مىشود: «ضلّوا ضلالاً بعیداً»123
تا آنجا كه جز جهنم و دوزخ هیچ راه دیگرى ندارد: «ولا لیهدیهم طریقاً الّا طریق جهنم»124
امیرالمؤمنین علىعلیه السلام در نهجالبلاغه مسلمانان را سرزنش مىكند كه دشمن شما با فكر و برنامهریزى حركت مىكند، امّا شما در خواب هستید و غافلید: «تكادون و لا تكیدون... لا ینام علیكم و انتم فى غفلة»125
انسانهاى عنود و لجوج معمولاً برخوردهاى سرسختانهاى دارند و اعتدال خودشان را به كلّى از دست مىدهند. با این كه «عبس» و «بسر» تقریباً به یك معناست. آوردن هر دو كلمه نشانه سرسختى آنها است. «عبس و بسر» چنانكه روىگردانى بر اساس تكبّر است، اما در اینجا هم كلمه «ادبار» و «استكبار» هر دو آمده است. «ثمّ ادبر و استكبر»
125) نهجالبلاغه، خطبه 34.
دشمن، به تمام آرزوهایش نمىرسد. «یطمع ان ازید كلاّ...»
در برابر توقّعات نابجا، محكم و قاطع برخورد كنید. «یطمع... كلاّ»
وقتى عناد و لجاجت در انسان مستقر شود، آیات الهى را تكذیب مىكند. «كان لایاتنا عنیداً»
عناد و لجاجت، سبب زوال نعمت مىشود. «یطمع ان ازید كلا انّه كان لآیاتنا عنیداً»
عناد، سبب عذاب طاقتفرساست. «عنیداً سارهقه صعوداً»
رفاه و كامیابى غافلانه در دنیا، سختىهاى شدید قیامت را در پى دارد. (آرى هر سرازیرى، گردنهاى را به دنبال دارد) «جعلت له مالاً ممدوداً... سارهقه صعوداً»
دشمن با فكر و برنامه كار مىكند. «انّه فكّر و قدّر».
برنامه دشمن، مبارزه با قرآن و آیات الهى است. «كان لایاتنا عنیداً... فكّر و قدّر»
هر فكرى ارزش ندارد و هر متفكرى ارزشمند نیست. «انّه فكّر و قدّر فقتل كیف قدّر»
توطئه گران بدانند كه آیندگان نیز به آنان نفرین خواهند كرد. «فقتل كیف قدّر»
لعن و نفرین بر دشمن، نه تنها جایز، بلكه لازم است. «فقتل كیف قدّر ثمّ قتل كیف قدّر»
به كسانى كه با فكر و طرح خود ضربه فرهنگى مىزنند و به رهبران فاسد، باید همواره نفرین كرد. «فقتل كیف قدّر ثمّ قتل كیف قدّر»
فكر بد مقدمهاى براى تصمیم خطرناك و نادرست است. (در آیه شریفه به جاى «فقتل كیف فكّر»، دو مرتبه فرمود: «قتل كیف قدّر»)
لحظهاى فكر كردن مىتواند مقدمه كار خیر یا كار شر براى مدتهاى طولانى شود. كلمه «فكّر» یكبار و كلمه «قدّر» سه بار تكرار شده است.
دشمن از طریق نظارت و ارزیابى، فكر و طرح خود را علیه دین عمق و استمرار مىبخشد. «انّه فكّر و قدّر... ثمّ نظر»
از دشمن، انتظار تبسّم و لبخند نداشته باشید. «ثمّ عَبس و بَسر»
دشمن براى موفقیّت خود، زمانهاى طولانى را صرف و صبر مىكند. «ثمّ نظر، ثمّ عبس، ثمّ ادبر» (كلمه «ثُمّ» معمولاً در مواردى به كار مىرود كه فاصله زمانى زیادى در كار باشد.)
قرآن، حتّى در نظر كافران، كلامى پر جاذبه و سحرآمیز است. «ان هذا الاّ سحر یؤثر»