وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ
33
وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ
33
در احادیث آمده است كه خداوند به خاطر وجود برخى افراد پاك و علماى ربّانى، سختى و عذاب را از دیگران برمىدارد. چنانكه در ماجراى قلع و قمع قوم لوط، حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «انّ فیها لوطاً» یعنى آیا با وجود یك مرد خدایى در منطقه، آنجا را نابود مىسازید؟! فرشتگان گفتند: ما مىدانیم كه لوط در آنجاست و به او دستور خارج شدن از آنجا را دادهایم. 507 یا حضرت على علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: یكى از دو امان از میان ما رفت، أمن دیگر را كه استغفار است حفظ كنید. 508 و یا در روایت مىخوانیم امام رضا علیه السلام به زكریا ابن آدم فرمود: در شهر قم بمان كه خداوند همان گونه كه به واسطهى امام كاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت، به واسطهى وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور مىكند. 509
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: مرگ و زندگى من براى شما خیر است؛ در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر مىدارد و پس از مرگم نیز با عرضهى اعمالتان به من، با استغفار و طلب بخشش من، مشمول خیر مىشوید. «امّا فى مماتى فتعرض علىّ اعمالكم فاستغفر لكم» 510
نافرمانى و انجام بعضى گناهان، از اسباب نزول بلا و عذاب الهى است، و راه جبران آن توبه و استغفار است. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون» چنانكه در دعاى كمیل مىخوانیم: «اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تنزل البلاء» وهمان گونه كه خداوند در آیهاى دیگر مىفرماید: «و ما كان ربّك لیهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون» 511 تا وقتى كه مردم اهل صلاح و اصلاح باشند، خداوند آنان را هلاك نمىكند.
508) نهج البلاغه، حكمت 88
509) بحار، ج57، ص217
510) تفسیر نورالثقلین
استغفار، مانع بلاست. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون» (برگشت از كفر و الحاد نیز نوعى استغفار است.)
توبه و استغفار، اهمیّت ویژهاى نزد خدا دارد، چنانكه سرنوشت امّتى را نیز تغییر مىدهد. «و ما كان اللّه معذّبهم و هم یستغفرون»