دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَـٰنَكَ ٱللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَـٰمٌۚ وَءَاخِرُ دَعۡوَىٰهُمۡ أَنِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
10
دَعۡوَىٰهُمۡ فِيهَا سُبۡحَـٰنَكَ ٱللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمۡ فِيهَا سَلَـٰمٌۚ وَءَاخِرُ دَعۡوَىٰهُمۡ أَنِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
10
«الحمد للّه»، كلام انبیا و اولیاست. حضرت نوح علیه السلام پس از نجات از قوم ظالم، «الحمد للّه» گفت، 227 و ابراهیم علیه السلام نیز خدا را حمد كرد كه در سنّ پیرى اسماعیل واسحاق را به او بخشیده است. 228 «الحمد للّه» سخن مؤمنان 229 و كلام بهشتیان است.
در حدیث آمده است: اهل بهشت با كلمهى «سبحانك اللّهم» مسئولین پذیرایى را صدا مىزنند، آنان نیز فورى حاضر شده، خواستهى اهل بهشت را تأمین مىكنند. 230
در حدیث است: هرگاه بندهاى مشغول تمجید خدا باشد و از سؤال كردن از او غافل شود، خداوند بیش از آنچه با دعا كردن به او مىداد، عطا مىكند. 231
225) تفسیر مراغى .
230) تفسیر نورالثقلین.
231) تفسیر روحالمعانى.
انسان به جایى مىرسد كه دعا و خواستهاش هم تمجید پروردگار مىشود. «دعواهم فیها سبحانك» و این تسبیح وتمجید آنان را كامیاب مىسازد.
مؤمنان، در برابر صفات الهى مىگویند: «سبحانك»، در برابر سایر مؤمنان مىگویند:«سلام» ودر مقابل كامیابى از نعمتهاى الهى مىگویند:«الحمدللَّه»
مؤمن، عاشق خداست. بهشت ولذّتهاى بهشتى هم او را از یاد محبوب باز نمىدارد، بلكه در همه چیز، لطف و قدرت خدا را مىبیند. «سبحانك اللّهم، الحمد للّه»
آغاز سخن مؤمنان با «سبحان اللّه» وپایان آن با «الحمدللَّه» مىباشد. (از عبارت «آخر دعواهم ان الحمدللَّه» استفاده مىشود كه اوّل سخن آنان «سبحانك الّلهم» است)