مَّنۡ أَعۡرَضَ عَنۡهُ فَإِنَّهُۥ يَحۡمِلُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَـٰمَةِ وِزۡرًا
100
مَّنۡ أَعۡرَضَ عَنۡهُ فَإِنَّهُۥ يَحۡمِلُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَـٰمَةِ وِزۡرًا
100
خَـٰلِدِينَ فِيهِ وَسَآءَ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَـٰمَةِ حِمۡلًا
101
يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ وَنَحۡشُرُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٍ زُرۡقًا
102
يَتَخَـٰفَتُونَ بَيۡنَهُمۡ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا عَشۡرًا
103
«زُرق» رنگى است كه از اختلاط سفید و سیاه بوجود مىآید، مثل رنگ خاكسترى و شاید كنایه از كورى، ترس و یا رنگ پریدگى باشد.
كلمهى «صُور» یا به معناى شاخ است و یا جمع صورت مىباشد كه مراد دمیدن در صورتهاى مردگان براى زنده شدن است.
در قرآن مجید به دو نفخه اشاره شده است كه در نفخهى اوّل، همه موجودات مىمیرند و در نفخهى دوّم انسانها براى حساب زنده مىشوند. «ونفخ فى الصور، فصعق مَن فى السّموات و مَن فى الارض الاّ مَن شاءاللّه، ثمّ نفخ فیه اُخرى فاذا هم قیام ینظرون»114 و منظور از «ینفخ فى الصور» در این آیه، به قرینه جملهى «و نحشر المجرمین»، نفخهى دوّم در روز قیامت است.
پیامد اعراض از ذكر خدا، تنها به زندگانى نكبت بار در این دنیا خلاصه نمىشود، «مَن أعرض فانّ له معیشة ضنكا»115 بلكه بدبختى آخرت را نیز به همراه دارد. «مَن أعرض... یحمل یوم القیامة وزراً»
میزان خطر وسنگینى بار قیامت، براى كسى روشن نیست. («وزراً» نكره آمده)
در قیامت مجرم یا كور و رو سیاه محشور مىشود و یا در اثر ترس، وحشت و خیرهنگرى، به كبودى چشم مبتلا مىگردد. «زرقاً»
مدّت زمان دنیا و برزخ نسبت به آخرت بسیار ناچیز و در حكم چند روز است. «اِن لبثتم الا عشراً»