سوره شعراء - آیات 210 تا 213 جزء 19 - صفحه 376

    وَمَا تَنَزَّلَتۡ بِهِ ٱلشَّيَـٰطِينُ

    210

    وَمَا يَنۢبَغِي لَهُمۡ وَمَا يَسۡتَطِيعُونَ

    211

    إِنَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّمۡعِ لَمَعۡزُولُونَ

    212

    فَلَا تَدۡعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُعَذَّبِينَ

    213

تفسیر نور
و قرآن را شیطان‌ها نازل نكرده‌اند. نه سزاوار آنان است (كه شیاطین آن را نازل كنند) و نه قدرت بر این كار دارند. بى‌شك آنها از شنیدن (اخبار آسمانى) بركنارند. پس (اى پیامبر!) با خدا معبود دیگرى را نخوان كه از عذاب شدگان خواهى شد.

نکته‌ها
وحى دو نوع است:

الف: وحى الهى كه به وسیله‌ى روح‌الامین بر قلب پیامبرصلى الله علیه وآله نازل مى‌شود، كه این نوع وحى نه سزاوار جنّ و شیاطین است و نه آنها توان دریافت و ارسال آن را دارند. «و ما یَنبغى لهم و ما یَستَطیعون»

ب: نوع دیگر وحى، وسوسه‌ها و الهام‌هاى شیطانى است كه شیطان‌ها بر اولیاى خود القا مى‌كنند. «اِنّ الشیاطین لَیُوحون الى اولیائهم»66

قرآن از استحكام ومقامى والا واز قداست وحفاظتى خاصّ برخوردار است، زیرا آورنده آن روح‌الامین است، از هرگونه دستبردى محفوظ است، «لمَعزولون» گیرنده آن معصوم است، «و مایَنطق عن الهَوى»67 وتضمین شده است. «اِنّا نحن نَزّلنا الذّكر واِنّا له لحافظون»68

مشركان به پیامبرصلى الله علیه وآله پیشنهاد كردند: اگر تو بت‌هاى ما را بخوانى و آنها را محترم بدانى، ما نیز تو را رئیس خود قرار مى‌دهیم. آیه نازل شد كه كفّار را مأیوس كن. «فلاتَدعُ مع اللّه»


66) انعام، 121.

67) نجم، 3.

68) حجر، 9.

پیام‌ها
تهمت‌ها را قاطعانه پاسخ دهید. «و ما تَنزّلت» مشركان القاى آیات را كار شیاطین مى‌پنداشتند.

قداست وحى، از خباثت شیاطین دور است. «ما یَنبغى لهم»

قدرت جن و شیاطین محدود است. «و ما یَستطیعون»

ورود بیگانگان به مراكز قدسى ممنوع است. «اِنّهم عن السَمعِ لمعزولون»

اگر قابلیّت و پاكى و ظرفیّت باشد، فرشته را به نزول وا مى‌دارد. «نَزَل به الرّوح الامین على قلبك» ولى اگر آمادگى نباشد حتّى پرواز به آسمان، با برگشت و محرومیّت همراه خواهد بود. «لمعزولون»، «فاَتبَعه شهاب»69

هدف نهایىِ نزول قرآن، توحید است. «و ماتَنزّلت... فلاتَدعُ مع اللّه»

خداوند پیامبر را از شرك نهى مى‌كند، تا ما بیاموزیم وگرنه پیامبر لحظه‌اى به سراغ غیر خدا نرفت. (به در مى‌گویند تا دیوار بشنود). «فلا تدعُ مع اللّه»

عصمت انبیا، با آزادى واختیار آنان منافاتى ندارد. (پیامبر معصوم است ولى مى‌تواند به سراغ غیر خدا رود، لذا مورد نهى قرار مى‌گیرد) «فلاتَدع»

رهبران توحید باید خود اوّلین موحّدان باشند. «فلا تَدع»

غیر خدا، هر چیز وهركس باشد، قابل پرستش نیست. «الهاً آخر»

شرك، سبب هلاكت امّت‌هاى پیشین گردیده است. «فلاتدع... فتكون من المعذّبین» (یعنى از عذاب‌شدگان قبلى مى‌شوى)

به سراغ غیر خدا رفتن، بیچارگى و عذاب به دنبال دارد. «فتكون من المعذّبین»

آیات الهى، به شخصیّت‌هاى بزرگ نیز هشدار مى‌دهد. «فتكون من المعذّبین»


69) حجر، 18.