وَمَكَرُواْ مَكۡرًا وَمَكَرۡنَا مَكۡرًا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
50
وَمَكَرُواْ مَكۡرًا وَمَكَرۡنَا مَكۡرًا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ
50
فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ مَكۡرِهِمۡ أَنَّا دَمَّرۡنَـٰهُمۡ وَقَوۡمَهُمۡ أَجۡمَعِينَ
51
الف: زلزله. «فاخذتهم الرَّجفة»64
ب: صاعقه. «فاخذتهم الصاعقة»65
ج: صیحه. «و اَخَذ الّذین ظلموا الصَیحة»66
البتّه هیچ مانعى ندارد كه هر سه عذاب، در یك زمان واقع شده باشد.
یكى از نمونههاى مكر الهى، همان مهلت و نعمت دادن به گناهكاران است، تا آنان سرگرم شوند و همین كه پیمانهى آنان پر شد، ناگهان به قهر الهى گرفتار شوند.
كسانى كه علیه اولیاى خدا توطئه مىكنند، طرف آنها خداست. «مكروا مكراً و مكرنا مكراً»
در برابر نقشههاى كفّار شما نیز باید اهل تدبیر و نقشه باشید. «مكروا مكراً و مكرنا مكراً»
خداوند تدبیر مردم را مىداند، امّا مردم تدبیر او را نمىدانند. «وهملایشعرون»
چوب خدا صدا ندارد. «مكرنا... و هم لایشعرون»
تاریخ، بر قانون و سنّت معیّنى استوار است و دقّت در آن، براى دورانهاى دیگر سودمند است. «فانظر كیف كان عاقبة مكرهم»
سنّت الهى بر پیروزى حقّ بنا نهاده شده است. «فانظر كیف كان عاقبة مكرهم»
زود قضاوت نكنید؛ از توفیقاتى كه به خاطر مكر، نصیب بعضىها مىشود، فریب نخورید، بلكه به عاقبت آنان توجّه كنید. «عاقبة مكرهم»
آمادهباش دشمنان براى ارتكاب جنایت، سبب قهر الهى است، گرچه آنان به اهداف پلید خود نرسند. (دشمنان، همقسم شدند تا پیامبر را بكشند و در كمین هم نشستند، ولى حضرت را نكشتند، لكن خودشان هلاك شدند). «دمّرناهم»
پیروى از مفسدان، عقوبت دارد. «دمّرناهم و قومهم»