سوره نمل - آیات 50 تا 51 جزء 19 - صفحه 381

    وَمَكَرُواْ مَكۡرًا وَمَكَرۡنَا مَكۡرًا وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ

    50

    فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ مَكۡرِهِمۡ أَنَّا دَمَّرۡنَـٰهُمۡ وَقَوۡمَهُمۡ أَجۡمَعِينَ

    51

تفسیر نور
و (آن نه گروه مفسد) دست به تدبیر بزرگى زدند و ما نیز به تدبیر بزرگى دست زدیم، ولى آنها نمى‌فهمیدند. پس بنگر كه پایان تدبیر آنان (و شبیخون به صالح و كسانش) به كجا انجامید، ما آنان و قومشان همگى را هلاك كردیم.

نکته‌ها
هلاكت قوم ثمود با چند تعبیر در قرآن آمده است:

الف: زلزله. «فاخذتهم الرَّجفة»64

ب: صاعقه. «فاخذتهم الصاعقة»65

ج: صیحه. «و اَخَذ الّذین ظلموا الصَیحة»66

البتّه هیچ مانعى ندارد كه هر سه عذاب، در یك زمان واقع شده باشد.

یكى از نمونه‌هاى مكر الهى، همان مهلت و نعمت دادن به گناهكاران است، تا آنان سرگرم شوند و همین كه پیمانه‌ى آنان پر شد، ناگهان به قهر الهى گرفتار شوند.


64) اعراف، 78.

65) ذاریات، 44.

66) هود، 67.

پیام‌ها
كیفرهاى الهى، با جُرم انسان متناسب است. «مكروا - مكرنا»

كسانى كه علیه اولیاى خدا توطئه مى‌كنند، طرف آنها خداست. «مكروا مكراً و مكرنا مكراً»

در برابر نقشه‌هاى كفّار شما نیز باید اهل تدبیر و نقشه باشید. «مكروا مكراً و مكرنا مكراً»

خداوند تدبیر مردم را مى‌داند، امّا مردم تدبیر او را نمى‌دانند. «وهم‌لایشعرون»

چوب خدا صدا ندارد. «مكرنا... و هم لایشعرون»

تاریخ، بر قانون و سنّت معیّنى استوار است و دقّت در آن، براى دوران‌هاى دیگر سودمند است. «فانظر كیف كان عاقبة مكرهم»

سنّت الهى بر پیروزى حقّ بنا نهاده شده است. «فانظر كیف كان عاقبة مكرهم»

زود قضاوت نكنید؛ از توفیقاتى كه به خاطر مكر، نصیب بعضى‌ها مى‌شود، فریب نخورید، بلكه به عاقبت آنان توجّه كنید. «عاقبة مكرهم»

آماده‌باش دشمنان براى ارتكاب جنایت، سبب قهر الهى است، گرچه آنان به اهداف پلید خود نرسند. (دشمنان، هم‌قسم شدند تا پیامبر را بكشند و در كمین هم نشستند، ولى حضرت را نكشتند، لكن خودشان هلاك شدند). «دمّرناهم»

پیروى از مفسدان، عقوبت دارد. «دمّرناهم و قومهم»