إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهۡلِهِۦٓ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارًا سَـَٔاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ ءَاتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ
7
إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهۡلِهِۦٓ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارًا سَـَٔاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ ءَاتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ
7
فَلَمَّا جَآءَهَا نُودِيَ أَنۢ بُورِكَ مَن فِي ٱلنَّارِ وَمَنۡ حَوۡلَهَا وَسُبۡحَـٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
8
يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّهُۥٓ أَنَا ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
9
حضرت موسى با همسر باردارش از مَدْیَن به سوى مصر در حركت بود. شب و سرما و طوفان بیابان از یك سو و وضع حمل همسرش از سوى دیگر موسى را به تكاپو واداشت؛ آیات مورد بحث به این ماجرا نظر دارد.
در میان تمام احتمالات، بهنظر مىرسد كه مراداز «مَن فىالنّار» حضرت موسى است كه در منطقه آتش بود ومراد از «مَنحَولها» خانواده او یا پیامبرانى كه در ارضمقدّسه بودهاند.
آتش در قرآن
ابلیس به آن افتخار كرد. «خلقتنى من نار»6
كافر به آن كیفر مىشود. «تصلى ناراً حامیه»7
ابراهیم در آن سالم ماند. «یا نار كونى برداً»8
موسى به سراغ آن رفت، ولى پیامبر شد. «انست ناراً ... نودى»9
ذوالقرنین به وسیله آن فلزات را ذوب وسدسازى كرد. «قالانفخوا حتّىاذا جعله ناراً»10
گاهى در مسیر كمك به همسر و خانواده، الطاف ویژهاى پیدا مىشود. «آتیكم بشهاب... نُودِى»
مرد، مسئول اداره امور زندگى همسر است. «آتیكمبشهابقبس لعلّكم تصطلون»
انبیا زندگى عادّى داشتند. «آتیكم بشهابقبسلعلّكم تصطلون»
ما مأمور به ظاهریم، الطاف خفیّه كار خداست. «فلما جاءها نودى»
سخن خداوند با موسى، گرفتن پیام رسالت و نمایش معجزات و بعثت سایر انبیا در آن منطقه رمز بركت است. «بورك مَن فى النار و مَن حولها»
نداهاى الهى به پیامبران را وهم وخیال نپنداریم. (در كنار كلمهى «نودى»، «سبحان اللّه» آمده، یعنى خداوند منزّه است از این كه این ندا وهم و خیال و وسوسه باشد).
بعثت انبیا از شئون ربوبیّت الهى است. «نودى - رب العالمین»
لازمهى ربوبیّت، عزّت و حكمت است. «ربّ العالمین ... العزیز الحكیم»