لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ ٱلۡعَذَابِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ
188
لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ ٱلۡعَذَابِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ
188
گروهى كه كار مىكنند وانتظار پاداش یا تشكّر از مردم ندارند. «لانرید منكم جزاء و لاشكورا»207
گروهى كه كار مىكنند تا مردم بدانند و ستایش كنند. «رئاء الناس»208
گروهى كه كار نكرده، انتظار ستایش از مردم دارند. «یحمدوا بمالم یفعلوا...»
از مواردى كه غیبت جایز است، در مورد كسى است كه ادّعاى مقام یا تخصّص یا مسئولیّتى را مىكند كه صلاحیّت آن را ندارد. «یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا»
براى اینكه این تمایل نابجا - ستایش بدون عمل - كور شود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسى منع شده است.
قرآن، هرگونه تحلیل و تفسیر نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مىكند.209 «لاتحسبنّ... فلا تحسبنّهم»
خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواستههاى خیر و شرّ انسان نیز حساب باز مىكند.210 «یحبّون ان یحمدوا... لهم عذاب الیم»
آنچه خطرش بیشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شكر و مدح. زیرا در حمد، نوعى ستایش آمیخته با پرستش نهفته است. «یحبّون ان یحمدوا»
گنهكار ممكن است پشیمان شده، توبه كند و نجات یابد، ولى افراد مغرور، حتى در صدد توبه برنمىآیند، لذا امیدى به نجات آنان نیست. «ولاتحسبنّهم بمفازة من العذاب»
كسانى كه در دنیا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسیر زندان «منیّت» هستند، در قیامت نیز اسیر و گرفتار عذاب الهىاند. «و لهم عذاب الیم»
210) در جاى دیگر نیز نسبت به كسانى كه دوست دارند فحشا در جامعه رواج یابد وعدهى عذاب مىدهد. «یحبّون ان تشیع الفاحشة... لهم عذاب الیم» نور، 19.