سوره آل عمران - آیه 188 جزء 4 - صفحه 75

    لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ ٱلۡعَذَابِ‌ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ

    188

تفسیر نور
گمان مبر كسانى كه به آنچه كرده‌اند، شادمانى مى‌كنند و دوست دارند براى آنچه نكرده‌اند ستایش شوند، مپندار كه آنها از عذاب الهى رسته‌اند، (زیرا) براى آنها عذابى دردناك است.

نکته‌ها
مردم سه دسته‌اند:

گروهى كه كار مى‌كنند وانتظار پاداش یا تشكّر از مردم ندارند. «لانرید منكم جزاء و لاشكورا»207

گروهى كه كار مى‌كنند تا مردم بدانند و ستایش كنند. «رئاء الناس»208

گروهى كه كار نكرده، انتظار ستایش از مردم دارند. «یحمدوا بمالم یفعلوا...»

از مواردى كه غیبت جایز است، در مورد كسى است كه ادّعاى مقام یا تخصّص یا مسئولیّتى را مى‌كند كه صلاحیّت آن را ندارد. «یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا»

براى اینكه این تمایل نابجا - ستایش بدون عمل - كور شود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسى منع شده است.


207) انسان، 9.

208) نساء، 38.

پیام‌ها
رذایل اخلاقى، همچون عُجب و غرور و انتظار تملّق از مردم، هلاكت قطعى را به دنبال دارد. «یفرحون... یحبّون... فلا تحسبنّهم بمفازة»

قرآن، هرگونه تحلیل و تفسیر نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مى‌كند.209 «لاتحسبنّ... فلا تحسبنّهم»

خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواسته‌هاى خیر و شرّ انسان نیز حساب باز مى‌كند.210 «یحبّون ان یحمدوا... لهم عذاب الیم»

آنچه خطرش بیشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شكر و مدح. زیرا در حمد، نوعى ستایش آمیخته با پرستش نهفته است. «یحبّون ان یحمدوا»

گنهكار ممكن است پشیمان شده، توبه كند و نجات یابد، ولى افراد مغرور، حتى در صدد توبه برنمى‌آیند، لذا امیدى به نجات آنان نیست. «ولاتحسبنّهم بمفازة من العذاب»

كسانى كه در دنیا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسیر زندان «منیّت» هستند، در قیامت نیز اسیر و گرفتار عذاب الهى‌اند. «و لهم عذاب الیم»


209) آیاتى كه با كلماتِ «لاتحسبنّ»، «لایحسبنّ»، «أفَحسبتم» آغاز شده، بیانگر همین معناست.

210) در جاى دیگر نیز نسبت به كسانى كه دوست دارند فحشا در جامعه رواج یابد وعده‌ى عذاب مى‌دهد. «یحبّون ان تشیع الفاحشة... لهم عذاب الیم» نور، 19.